uneven

[ایالات متحده]/ʌnˈiːvn/
[بریتانیا]/ʌnˈiːvn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمسطح; نامنظم; ناهماهنگ; ناپایدار; متغیر; نابرابر; غیرموازی; عجیب.

عبارات و ترکیب‌ها

uneven surface

سطح ناهموار

uneven distribution

توزیع نامتوازن

uneven terrain

منطقه ناهموار

uneven lighting

نورپردازی ناهموار

uneven growth

رشد نامنظم

uneven competition

رقابت نابرابر

uneven quality

کیفیت نامطمئن

uneven settlement

تسویه نامتوازن

uneven bars

میله‌های ناهموار

uneven dyeing

رنگرزی ناهموار

uneven wear

سایش غیریکنواخت

جملات نمونه

the uneven distribution of resources.

توزیع ناهموار منابع.

an old piano with uneven touch.

یک پیانوی قدیمی با لمس ناهموار.

perform a perfect jump-off on the uneven bars

انجام یک پرش عالی در میله‌های ناهموار

The sidewalk is very uneven—be careful where you walk.

پیاده‌رو بسیار ناهموار است - مراقب باشید کجا راه می‌روید.

uneven handwriting. See also Synonyms at rude

خط‌نویسی ناهموار. همچنین برای مترادف‌ها به rude مراجعه کنید.

the uneven surface of a cobblestone road.See Synonyms at rough

سطح ناهموار جاده سنگفرش

Her works have been rather uneven this year.

کارهای او امسال تا حدودی ناهموار بوده است.

smooth, patternless paper for covering poor or uneven walls.

کاغذ صاف و بدون طرح برای پوشاندن دیوارها یا ناهموار

Fran struggled briefly but soon gave up the uneven match.

فرن به طور خلاصه تلاش کرد اما به زودی مسابقه نابرابر را رها کرد.

the uneven impact of the debt crisis on developing countries

تاثیر ناهموار بحران بدهی بر کشورهای در حال توسعه

The country was noted for its uneven distribution of land resources.

این کشور به دلیل توزیع نامتوازن منابع زمین مورد توجه قرار گرفت.

The heterogeneity and uneven development of China’s economy are rather advantageous in the war of resistance.

ناهمگنی و توسعه نامتوازن اقتصاد چین در جنگ مقاومت نسبتاً سودمند است.

The uneven corrosion, where deterioration rust was founded mainly in most bronze object, was composed of star corrosion, hole corrosion, slice corrosion and hypophloeodal corrosion.

خوردگی نامنظم، که در آن زنگ خوردگی به عنوان یک عامل اصلی در بیشتر اشیاء برنزی یافت می شد، از خوردگی ستاره ای، خوردگی سوراخ، خوردگی برش و خوردگی هایپوفلئودال تشکیل شده بود.

Results A two-year follow-up revealed there occurred butment caries,luxated butment,and overlain residual root gingivitis,even on the rise,while the alveolar ridge showed no uneven absorption.

نتایج پیگیری دو ساله نشان داد که پوسیدگی‌های باسن، دندان‌های باسن جدا شده و گنجویت ریشه باقیمانده که بر روی آن قرار داشتند، حتی در حال افزایش نیز وجود داشتند، در حالی که لبه آلوئولری هیچ جذب نامنظمی نشان نداد.

Soon there were also flagstones beneath his shambling feet, uneven, fractured stone that nonetheless caught the light of the lantern-sphere with strange opalescence.

به زودی سنگفرش‌ها نیز زیر پای او که بی‌هدف و نامنظم راه می‌رفت، وجود داشتند، سنگ‌های ناهموار و شکسته که با این حال نور کره فانوس را با درخشندگی عجیب و غریب به خود جذب می‌کردند.

and a little uneven distribution of several groups, both of predatory and omnivory animal competes food and space resources, cause group number of soil animal decreases progressively incompletely;

و توزیع ناهموار جزئی از چندین گروه، هم حیوانات درنده خوار و هم همه‌خوار، برای منابع غذایی و فضایی رقابت می‌کنند، باعث کاهش تدریجی و ناقص تعداد حیوانات خاک می‌شوند.

نمونه‌های واقعی

The distribution of these languages is hugely uneven.

توزیع این زبان‌ها به شدت نابرابر است.

منبع: Gaokao Reading Real Questions

And why is it slow and uneven?

و چرا این روند کند و نابرابر است؟

منبع: Listening comprehension of the English Major Level 8 exam past papers.

So prolific was his output that it was inevitably uneven.

خروجی او آنقدر زیاد بود که به طور اجتناب ناپذیری نابرابر بود.

منبع: The Economist - Comprehensive

She finished fifth in the uneven bars on Saturday.

او در روز شنبه در مسابقات میله‌های نابرابر مقام پنجمی را کسب کرد.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

Cowley agreed that Faulkner was an uneven writer.

کولی موافق بود که فاولکنر یک نویسنده نابرابر بود.

منبع: VOA Special August 2018 Collection

The FAO chief said progress in reducing hunger has been very, very uneven in the developing world.

رئیس فائو گفت که پیشرفت در کاهش گرسنگی در جهان در حال توسعه بسیار، بسیار نابرابر بوده است.

منبع: VOA Standard September 2014 Collection

So far the changes have been halting and uneven.

تاکنون تغییرات کند و نابرابر بوده است.

منبع: The Economist (Summary)

The distribution of wealth is uneven in that country.

توزیع ثروت در آن کشور نابرابر است.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

You know, it's been an uneven recovery here.

می‌دانید، روند بهبودی در اینجا نابرابر بوده است.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

If you skip foundation, your skin tone will be uneven.

اگر زیرساز را از دست بدهید، رنگ پوست شما نابرابر خواهد بود.

منبع: The power of makeup

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید