twiddle

[ایالات متحده]/'twɪd(ə)l/
[بریتانیا]/'twɪdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با دست بازی کردن; نوازش کردن; با چیزی بازی کردن
vi. با دست بازی کردن
n. یک چرخش; یک نوبت

عبارات و ترکیب‌ها

twiddle your thumbs

بازی با انگشتان

twiddle a pen

بازی با قلم

twiddle a knob

چرخاندن یک دستگیره

جملات نمونه

one twiddle of a button.

یک چرخش کوچک دکمه

she twiddled the dials on the radio.

او دکمه‌های رادیو را چرخاند.

gay little twiddles from the clarinet.

کلاژهای کوچک و شاد از کلارینت.

She likes to twiddle her hair when she's nervous.

او دوست دارد وقتی عصبی است موهایش را بچرخاند.

He tends to twiddle his thumbs when he's bored.

او معمولاً وقتی حوصله‌اش سر می‌رود انگشتانش را می‌چرخاند.

The child would twiddle the knobs on the radio for hours.

کودک ساعت‌ها دستگیره‌های رادیو را می‌چرخاند.

Stop twiddling with your phone and pay attention!

دستکاری با تلفن همراه خود را متوقف کنید و توجه کنید!

She would twiddle the pen in her hand while thinking.

او در حالی که فکر می‌کرد قلم را در دستش می‌چرخاند.

He would twiddle the dials on the control panel absentmindedly.

او به طور غیرهشیارانه دستگیره‌ها را روی پنل کنترل می‌چرخاند.

The magician began to twiddle his fingers before performing a trick.

معجورسابق از اجرای یک شعبده، انگشتانش را چرخاند.

She couldn't help but twiddle the ring on her finger during the meeting.

او نتوانست در طول جلسه از چرخاندن حلقه انگشتش خودداری کند.

The toddler would twiddle the buttons on the remote control out of curiosity.

کودک نوپا از کنجکاوی دکمه‌های کنترل از راه دور را می‌چرخاند.

I caught myself twiddling my necklace during the boring lecture.

من خودم را در حال چرخاندن گردنبندم در طول سخنرانی خسته کننده دیدم.

نمونه‌های واقعی

Workers hired to meet roaring demand have been left twiddling their thumbs.

کارگرانی که برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد استخدام شده اند، دست و پایشان را به هم گره زده اند.

منبع: The Economist (Summary)

" Wild! " he said, twiddling the replay knob on the side.

" وحشی! " او گفت و دستگیره پخش را در کنار آن چرخاند.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

The wizard went back to the desk, sat down, and twiddled his thumbs, watching the door.

جادوگر به میز بازگشت، نشست و انگشتانش را به هم گره زد و در را تماشا کرد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

I say that I don't want to be twiddling my thumbs.

من می گویم که نمی خواهم دست و پایم را به هم گره بزنم.

منبع: 2011 ESLPod

That would be twiddling your thumbs.

این به معنای گره زدن انگشتان شماست.

منبع: 2011 ESLPod

Our scriptwriter does not sit around here at ESL Podcast twiddling her thumbs.

نویسنده فیلمنامه ما اینجا در پادکست ESL نمی نشیند و انگشتانش را به هم گره می زند.

منبع: 2014 ESLPod

" To twiddle your thumbs" means to sit around and do nothing, in this case.

" به هم گره زدن انگشتان شما " به معنای نشستن و انجام ندادن هیچ کاری در این مورد است.

منبع: 2014 ESLPod

" Hit me , " she said , twiddling her fingers for the cigarette .

" منو بزن ، " او گفت و انگشتانش را برای سیگار به هم گره زد.

منبع: Self-study Advanced English

Now, he only twiddled his thumbs.

حالا، او فقط انگشتانش را به هم گره می زد.

منبع: Pan Pan

He sat down and used the tweezers to twiddle some twig.

او نشست و از موچین برای به هم گره زدن یک شاخه کوچک استفاده کرد.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید