agonize

[ایالات متحده]/ˈægəˌnaɪz/
[بریتانیا]/'æɡənaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث درد یا شکنجه شدید شود؛
vi. در تلاش بودن، عذاب کشیدن، احساس درد یا رنج شدید کردن.

جملات نمونه

I didn't agonize over the problem.

من در مورد مشکل تعمق نکردم.

she gave an agonized cry.

او با فریاد رنج کشیده واکنش نشان داد.

months of agonized discussion.

ماه ها بحث و گفتگو با رنج.

All the time they agonized and prayed.

همیشه آنها رنج می کشیدند و دعا می کردند.

Why do you agonize yourself with the thought of your failure?

چرا خودتان را با فکر شکست خود رنج می دهید؟

agonized over the impending examination;

در مورد امتحان قریب الوقوع رنجید.

He agonized over the decision made last Friday top meeting of the company.

او در مورد تصمیمی که در جلسه برتر روز جمعه گذشته گرفته شده بود، رنجید.

نمونه‌های واقعی

The parents agonize about too much screen time and online predators.

والدین در مورد استفاده بیش از حد از صفحه نمایش و شکارچیان اینترنتی نگران هستند.

منبع: VOA Standard English_Americas

You create it by living it, not agonizing about it.”

آن را با زندگی کردن ایجاد کنید، نه با نگران کردن.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Making decisions was the painful part for me, the part I agonized over.

تصمیم‌گیری بخش دردناک برای من بود، بخشی که من نگران آن بودم.

منبع: Twilight: Eclipse

But do you also agonize over small decisions, always unsure about the right choice?

اما آیا شما هم در مورد تصمیمات کوچک نگران هستید، همیشه در مورد انتخاب درست مطمئن نیستید؟

منبع: Psychology Mini Class

" What? He's looking out for some one to take my place? " Bernard's voice was agonized.

« چی؟ او به دنبال کسی است تا جای من را بگیرد؟» صدای برنارد نگران بود.

منبع: Brave New World

Exploitative people don't ever agonize they might be such a thing.

افراد سودجو هرگز نگران این نیستند که ممکن است چنین باشند.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

Most of the stuff that you agonize thinking about, they pay no attention to.

بیشتر چیزهایی که نگران آنها فکر می کنید، به آنها توجهی نمی کنند.

منبع: TED Talks (Video Edition) Compilation of July 2022

Sophie agonized through the afternoon classes at school.

سوفی در طول کلاس های بعد از ظهر در مدرسه نگران بود.

منبع: Sophie's World (Original Version)

When the time came to tweak the design of the case, Jobs spent days agonizing over just how rounded the corners should be.

وقتی زمان اصلاح طراحی قاب رسید، جابز روزها نگران این بود که گوشه ها چقدر گرد باشند.

منبع: Steve Jobs Biography

Then, you make the choice to make a good choice, and then of course you agonize that you did the wrong thing.

سپس، شما انتخاب می کنید تا تصمیمی خوب بگیرید و البته نگران این هستید که کار اشتباهی انجام داده اید.

منبع: TED Talks (Video Edition) March 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید