first-rate

[ایالات متحده]/ˌfɜːstˈreɪt/
[بریتانیا]/ˌfɜːrstˈreɪt/

ترجمه

adj. با بالاترین کیفیت؛ عالی
adv. (غیررسمی) خیلی خوب؛ به‌خوبی

عبارات و ترکیب‌ها

first-rate service

خدمات درجه یک

first-rate quality

کیفیت درجه یک

first-rate performance

عملکرد درجه یک

first-rate talent

استعداد درجه یک

first-rate hotel

هتل درجه یک

first-rate restaurant

رستوران درجه یک

was first-rate

درجه یک بود

first-rate condition

وضعیت درجه یک

first-rate choice

انتخاب درجه یک

providing first-rate

ارائه خدمات درجه یک

جملات نمونه

the hotel offered first-rate service and luxurious amenities.

هتل خدمات درجه یک و امکانات لوکس ارائه می داد.

she is a first-rate pianist with incredible technique.

او یک پیانیست درجه یک با تکنیک فوق العاده است.

we expect first-rate performance from our sales team.

ما انتظار داریم تیم فروش ما عملکرد درجه یک داشته باشد.

the restaurant is known for its first-rate cuisine and ambiance.

رستوران به خاطر غذا و فضای درجه یک خود شناخته شده است.

he gave a first-rate presentation at the conference.

او یک ارائه درجه یک در کنفرانس ارائه داد.

the university boasts first-rate research facilities.

دانشگاه دارای امکانات تحقیقاتی درجه یک است.

the company strives to provide first-rate customer support.

شرکت تلاش می کند تا از خدمات پشتیبانی مشتری درجه یک ارائه دهد.

the museum houses a first-rate collection of ancient artifacts.

موزه دارای مجموعه ای درجه یک از آثار باستانی است.

the software offers first-rate security features.

نرم افزار دارای ویژگی های امنیتی درجه یک است.

the school provides a first-rate education for its students.

مدرسه یک آموزش درجه یک برای دانش آموزان خود ارائه می دهد.

the team delivered a first-rate performance despite the challenges.

تیم با وجود چالش ها، یک عملکرد درجه یک ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید