flared

[ایالات متحده]/flɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گسترش‌یابنده به سمت بیرون (از دامن، شلوار)
v. درخشید (زمان گذشته)

عبارات و ترکیب‌ها

flared heel

پاشنه باز

جملات نمونه

Her temper flared when he made a rude comment.

خشم او شعله‌ور شد وقتی او یک اظهار نظر بی‌ادبانه کرد.

The fire flared up suddenly, causing panic among the crowd.

آتش ناگهان شعله‌ور شد و باعث وحشت در میان جمعیت شد.

His nostrils flared in anger as he shouted at the referee.

با عصبانیت، سوراخ‌های بینی او هنگام فریاد زدن به داور گشاد شدند.

The conflict flared up again despite efforts to calm the situation.

با وجود تلاش‌ها برای آرام کردن اوضاع، درگیری بار دیگر شعله‌ور شد.

The disease flared back up after a period of remission.

بیماری پس از یک دوره بهبودی دوباره شعله‌ور شد.

The car's exhaust pipe flared out at the end, giving it a sporty look.

لوله اگزوز ماشین در انتها به بیرون شعله‌ور بود و به آن ظاهری اسپرت می‌داد.

The candle flared briefly before flickering out.

شمع قبل از خاموش شدن، به طور خلاصه شعله‌ور شد.

The conflict between the two countries flared up over disputed territory.

درگیری بین دو کشور بر سر مناطق مورد مناقشه دوباره شعله‌ور شد.

His acne flared up due to stress and lack of sleep.

به دلیل استرس و کمبود خواب، جوش‌های صورت او دوباره شعله‌ور شد.

The fireworks flared brilliantly in the night sky, lighting up the darkness.

آتش‌بازی‌ها به طرز چشمگیری در آسمان شب شعله‌ور شدند و تاریکی را روشن کردند.

نمونه‌های واقعی

Everything you do is sort of vantage flare to it.

همه کارهایی که انجام می دهید تا حدودی مانند یک شعله دیدگاه است.

منبع: VOA Standard Speed January 2016 Collection

Remember when my gout flared up and I couldn't walk?

یادش بخیر، وقتی به من دچار نقرس شد و نتوانستم راه بروم؟

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 6

Joy flared up like fire within him.

شادی مانند آتش در وجودش شعله ور شد.

منبع: Brave New World

But when he opened it, he found it was empty and again his anger flared.

اما وقتی آن را باز کرد، متوجه شد که خالی است و خشمش دوباره شعله ور شد.

منبع: Love resides in my heart.

They flared up all over the continent.

آنها در سراسر قاره شعله ور شدند.

منبع: CNN 10 Student English January 2020 Collection

The pictures show many sun flares, known as " camp fires" across its surface.

تصاویر شعله های خورشیدی زیادی را نشان می دهد که به عنوان " آتش کمپ" در سطح آن شناخته می شوند.

منبع: BBC Listening Collection July 2020

Her nostrils flared. " No one lives here" .

سوراخ های بینی‌اش گشاد شد. " اینجا کسی زندگی نمی‌کند."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Her nostrils flared. " Guard your tongue, ser" .

سوراخ های بینی‌اش گشاد شد. " زبان خود را کنترل کن، سر."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

Even if a " burning" spirit of competition " flared up" .

حتی اگر یک روح " سوزان" رقابت " شعله ور شد."

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

Technique number two is to use intentional flare.

تکنیک شماره دو استفاده از شعله عمدی است.

منبع: Cambridge top student book sharing

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید