her eyes widened a fraction.
چشمانش کمی گشاد شدند.
we widened the scope of our investigation.
ما دامنه تحقیقات خود را گسترش دادیم.
the lane widened out into a small clearing.
جاده به یک فضای باز کوچک منتهی شد.
The geographicscope of product markets has widened since the war.
گستره جغرافیایی بازارهای محصول از زمان جنگ گستردهتر شده است.
Both homostasis revenge and widened revenge are the recur-rance of tragedies in the process of developing human revenge consciousness.
هم انتقامجویی همسوسازی و هم انتقامجویی گسترده، تکرار تراژدیها در فرآیند شکلگیری آگاهی انتقامجویی انسان هستند.
Francis Bacon challenged Aristotle"s logic, and he wrote Novum Organum in which Bacon put forward Baconian Induction that widened the new research method.
فرانسیس بیکن استدلالهای ارسطو را به چالش کشید و نووم اورگانوم را نوشت که در آن بیکن روش تحقیق جدید را گسترش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید