floppy

[ایالات متحده]/ˈflɒpi/
[بریتانیا]/ˈflɑːpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

floppy
adj. نرم و شل; به راحتی آویزان یا افتاده
comparative: شل‌تر، superlative: شل‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

floppy disk

دیسک فلاپی

floppy drive

درایو دیسک فلاپی

floppy disk drive

درایو دیسک فلاپی

floppy disc

دیسک فلاپی

جملات نمونه

lank and floppy hair.

موهای لنگ و آویزان

the dog had floppy ears.

سگ گوش‌های آویزان داشت.

This material's too floppy for a jacket.

این ماده برای یک ژاکت خیلی نرم است.

Please format this floppy disc.

لطفاً این دیسک نرمی را فرمت کنید.

a floppy hat brim. firm

لبه یک کلاه نرم. محکم

She was wearing a big floppy hat.

او یک کلاه نرم بزرگ به سر داشت.

DISKCOMP Compares the contents of two floppy disks.

DISKCOMP محتویات دو دیسک نرمی را مقایسه می‌کند.

A floppy hat screened her face.

یک کلاه نرم چهره او را پوشاند.

Always buy good quality floppy disks. Don’t spoil the ship for a ha’porth of tar.

همیشه دیسک‌های نرم با کیفیت خوب بخرید. در یک کشتی را برای یک سکه خراب نکنید.

Other IRQs are normally assigned to common devices such as a floppy disk and a printer.

IRQ های دیگر معمولاً به دستگاه های رایج مانند دیسک نرمال و چاپگر اختصاص داده می شوند.

نمونه‌های واقعی

This material's too floppy for a jacket.

این ماده برای یک ژاکت بیش از حد شل است.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Coloured coats, curly tails and floppy ears.

شنل‌های رنگی، دستان بلند و گوش‌های آویزان.

منبع: "BBC Documentary: The Secret Life of Puppies"

Usually, newborns with Prader-Willi syndrome have low muscle tone making them extremely floppy.

معمولاً، نوزادان مبتلا به سندرم پرادر-ویلی دارای تن عضلانی پایین هستند که باعث می شود آنها به طور فوق العاده ای شل باشند.

منبع: Osmosis - Genetics

Look how floppy her Ossicones are!

ببینید چه اندازه Ossicones او شل است!

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

At the time you used floppy disks and put them in the external drive.

در آن زمان از دیسک‌های نرم استفاده می‌کردید و آنها را در درایو خارجی قرار می‌دادید.

منبع: American English dialogue

Okay a chicken. Skinny legs like you. Floppy tail please.

باشه یک مرغ. پاهای لاغر مثل شما. دم شل لطفا.

منبع: Loving Vincent: The Mystery of the Starry Night

He made me laugh and… I miss his floppy hair.

او من را خنداند و... دلتنگ موهای شلش هستم.

منبع: BBC Animation Workplace

Get busy putting those thousand words on paper or on a floppy disk.

شروع به نوشتن آن هزار کلمه روی کاغذ یا روی یک دیسک نرم کنید.

منبع: Stephen King on Writing

In terms of how, as it were, the floppy drives are set up.

در مورد نحوه تنظیم درایوهای نرم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

Slice it floppy enough to drape in like layers of phyllo pastry and baklava.

آن را به اندازه‌ای برش بزنید که به اندازه‌ی لایه‌های خمیر فیلو و باقلوا آویزان شود.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید