forcing

[ایالات متحده]/fors/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. الزامی; قهری; اعمال فشار
n. اجبار
v. مجبور کردن; وادار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

by force

با زور

driving force

نیروی محرکه

in force

به طور کامل

labour force

نیروی کار

labor force

نیروی کار

air force

نیروی هوایی

motive force

نیروی محرکه

force on

فشار بر

main force

نیروی اصلی

internal force

نیروی داخلی

cutting force

نیروی برش

force majeure

قوه قاهر

centrifugal force

نیروی گریز از مرکز

axial force

نیروی محوری

task force

گروه ویژه

sales force

تیم فروش

work force

نیروی کار

magnetic force

نیروی مغناطیسی

police force

نیروی پلیس

friction force

نیروی اصطکاک

جملات نمونه

the woman was forcing her antagonist's face into the mud.

زن چهرهٔ رقیبش را به گل فرو می‌کرد.

forcing herself to resist his blatant charm.

خود را مجبور کرد تا در برابر جذابیت آشکار او مقاومت کند.

she cut in on a station wagon, forcing the driver to brake.

او در حال رانندگی در یک استیشن واگن بود، مجبور کرد راننده ترمز کند.

forcing a woman to continue a pregnancy that will almost certainly kill her is impermissible.

اجبار زنی به ادامه بارداری که تقریباً به طور حتمی او را خواهد کشت، غیرقابل قبول است.

stress levels are high, forcing upon them a proliferation of ailments.

سطح استرس بالاست و باعث افزایش بیماری ها در آنها می شود.

new contracts forcing employees to work longer hours.

قراردادهای جدید که باعث می شود کارمندان ساعات بیشتری کار کنند.

He was always forcing anarchic theories down our throats.

او همیشه نظریات بی‌نظمی را به زور به ما تحمیل می‌کرد.

he halted, forcing the rest of the field to bunch up behind him.

او متوقف شد و باعث شد بقیه مسابقه پشت سر او جمع شوند.

they resorted to dilatory procedural tactics, forcing a postponement of peace talks.

آنها به تاکتیک های رویه ای تعلل کننده متوسل شدند که باعث به تعویق انداختن مذاکرات صلح شد.

The government is forcing the pace on economic reforms and the public don’t like it.

دولت سرعت اصلاحات اقتصادی را پیش می برد و مردم آن را دوست ندارند.

Our men began to gain ground, forcing the enemy back towards the river.

مردان ما شروع به گرفتن زمین کردند و دشمن را به سمت رودخانه پس راندند.

Setbacks can be a good thing, forcing you out of your complacency.

پسرفت ها می تواند چیز خوبی باشد، شما را از حالت خود راضی خارج می کند.

as deputies tried to dislodge him, he counter-attacked by forcing through elections.

همانطور که نمایندگان سعی کردند او را کنار بگذارند، او با برگزاری انتخابات به ضد حمله پرداخت.

Since they had failed to persuade the unions, the government tried the new tack of forcing them to agree.

از آنجایی که آنها نتوانسته بودند اتحادیه ها را متقاعد کنند، دولت تلاش کرد با زور آنها را به توافق برساند.

Thus, possession is won by intercepting passes, forcing an overambitious long shot which results in a goal kick, or by tackling the player as he tries to dribble past.

بنابراین، مالکیت با قطع توپ‌ها، مجبور کردن به یک شوت بلند و بلند که منجر به ضربه دروازه می‌شود، یا با تکل زدن بازیکن در حالی که سعی می‌کند از کنار آن عبور کند، به دست می‌آید.

A rescue mission was launched amid lurid stories of armed hijackers, alleged boardings, ransom notes and claims that the Russian mafia were forcing the crew to smuggle drugs or guns.

یک مأموریت نجات در میان داستان های وحشتناک در مورد آدم‌ربایان مسلح، ادعای سوار شدن، یادداشت های باج و ادعایی مبنی بر اینکه مافیای روسی خدمه را مجبور به قاچاق مواد مخدر یا اسلحه می کردند، آغاز شد.

Overpumping groundwater for drinking water and irrigation has caused water levels to decline by tens of metres in many regions, forcing people to use low-quality water for drinking.

استخراج بیش از حد آبهای زیرزمینی برای آب آشامیدنی و آبیاری باعث کاهش سطح آب در بسیاری از مناطق به میزان ده متر شده است و مردم را مجبور کرده است از آب با کیفیت پایین برای آشامیدن استفاده کنند.

نمونه‌های واقعی

You are a force to be reckoned with.

شما یک نیروی قابل توجه هستید.

منبع: Emma Watson Compilation

Parents can't force them to do anything.

والدین نمی‌توانند آنها را مجبور به انجام هر کاری کنند.

منبع: Lai Shixiong Intermediate American English (Volume 1)

Our soldiers repulsed the enemy forces, which invaded the front line area.

سربازان ما نیروهای دشمن را که وارد منطقه خط مقدم شده بودند، دفع کردند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

For race remains a potent and often divisive force in our society.

نژاد همچنان یک نیروی قوی و اغلب بحث‌برانگیز در جامعه ما است.

منبع: Obama's farewell speech

The high cost of living they say is also forcing girls into marriage.

هزینه بالای زندگی، آنها می‌گویند، همچنین باعث می‌شود دختران مجبور به ازدواج شوند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 Collection

And as Teotihuacan grew stronger, it attracted additional migrant work forces.

همانطور که شهر تهوتیکان قوی‌تر شد، نیروی کار مهاجران بیشتری را به خود جذب کرد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation March 2015

The Afghan security forces are consolidating their forces.

نیروهای امنیتی افغانستان در حال تجمیع نیروهای خود هستند.

منبع: VOA Daily Standard July 2021 Collection

The Dobbs decision is also forcing a really interesting debate in red states.

تصمیم دوبز نیز بحثی بسیار جالب را در ایالت‌های سرخ ایجاد می‌کند.

منبع: NPR News January 2023 Compilation

The Mongols were an unbelievably effective military force.

مغول‌ها یک نیروی نظامی فوق‌العاده موثر بودند.

منبع: Humanity: The Story of All of Us

Because then I'd be forced to testify about my childhood.

چون در آن صورت مجبور می‌شوم در مورد دوران کودکی‌ام شهادت دهم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید