requiring attention
نیاز به توجه
requiring assistance
نیاز به کمک
requiring approval
نیاز به تایید
requiring action
نیاز به اقدام
requiring changes
نیاز به تغییرات
requiring clarification
نیاز به توضیح
requiring documentation
نیاز به مستندسازی
requiring evaluation
نیاز به ارزیابی
requiring feedback
نیاز به بازخورد
requiring maintenance
نیاز به نگهداری
requiring dedication, the project succeeded beyond expectations.
با وجود نیاز به تعهد، پروژه فراتر از حد انتظار موفقیتآمیز بود.
the job is requiring more skills than i initially thought.
این کار مهارتهای بیشتری نسبت به آنچه در ابتدا فکر میکردم، نیاز دارد.
requiring careful planning, the event was a huge success.
با توجه به نیاز به برنامهریزی دقیق، رویداد بسیار موفقیتآمیز بود.
requiring teamwork, the task was completed ahead of schedule.
با توجه به نیاز به کار گروهی، این کار زودتر از موعد مقرر به پایان رسید.
requiring a strong commitment, the training program yields great results.
با توجه به نیاز به تعهد قوی، برنامه آموزشی نتایج خوبی به دست میآورد.
the situation is requiring immediate attention from the authorities.
وضعیت نیاز به توجه فوری از سوی مقامات دارد.
requiring persistence, learning a new language can be challenging.
با توجه به نیاز به پشتکار، یادگیری یک زبان جدید میتواند چالشبرانگیز باشد.
requiring careful consideration, the decision will impact many lives.
با توجه به نیاز به بررسی دقیق، این تصمیم بر زندگی بسیاری تأثیر خواهد گذاشت.
requiring creativity, the art project inspired many students.
با توجه به نیاز به خلاقیت، پروژه هنری الهامبخش بسیاری از دانشآموزان بود.
requiring a thorough understanding, the exam was quite difficult.
با توجه به نیاز به درک کامل، امتحان بسیار دشوار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید