enforcing laws
اجرای قوانین
enforcing rules
اجرای قوانین
enforcing policies
اجرای سیاستها
enforcing standards
اجرای استانداردها
enforcing compliance
اجرای انطباق
enforcing regulations
اجرای مقررات
enforcing measures
اجرای اقدامات
enforcing contracts
اجرای قراردادها
enforcing rights
اجرای حقوق
enforcing agreements
اجرای توافقات
the government is enforcing new regulations to protect the environment.
دولت در حال اجرای مقررات جدید برای حفاظت از محیط زیست است.
enforcing the law is essential for maintaining public safety.
اجرای قانون برای حفظ امنیت عمومی ضروری است.
the school is enforcing a strict dress code for students.
مدرسه یک قانون لباس پوشیدن سختگیرانه برای دانش آموزان اعمال می کند.
they are enforcing a curfew to prevent late-night disturbances.
آنها برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت در اواخر شب، قانون منع رفت و آمد را اعمال می کنند.
enforcing the rules will help improve workplace discipline.
اجرای قوانین به بهبود نظم در محیط کار کمک می کند.
the police are enforcing traffic laws more strictly this year.
پلیس امسال قوانین رانندگی را به شدت بیشتری اعمال می کند.
enforcing copyright laws protects the rights of creators.
اجرای قوانین کپی رایت از حقوق سازندگان محافظت می کند.
the organization is enforcing policies to ensure fair treatment.
سازمان سیاست هایی را برای اطمینان از رفتار منصفانه اعمال می کند.
enforcing safety standards is crucial in the construction industry.
رعایت استانداردهای ایمنی در صنعت ساخت و ساز بسیار مهم است.
they are enforcing a ban on smoking in public places.
آنها ممنوعیت استعمال دخانیات در اماکن عمومی را اعمال می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید