four

[ایالات متحده]/fɔː/
[بریتانیا]/fɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

num. عدد 4
adv. در محدوده آنچه بیان شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

four people

چهار نفر

four sides

چهار جهت

four seasons

چهار فصل

four hundred

چهارصد

four modernizations

چهار مدرنیزاسیون

gang of four

گروه چهار نفره

big four

چهار بزرگ

four balls

چهار توپ

four dimensional

چهار بعدی

on all fours

روی چهار دست و پا

four tones

چهار گام

four wheel drive

چهار چرخ

جملات نمونه

There are four seasons in a year.

چهار فصل در یک سال وجود دارد.

She bought four new dresses for the party.

او چهار لباس جدید برای مهمانی خرید.

I have four siblings.

من چهار خواهر یا برادر دارم.

He scored four goals in the match.

او چهار گل در مسابقه زد.

The recipe calls for four eggs.

دستور غذا نیاز به چهار عدد تخم مرغ دارد.

There are four corners in a square.

چهار گوشه در یک مربع وجود دارد.

She has four cats as pets.

او چهار گربه به عنوان حیوان خانگی دارد.

The clock struck four times.

ساعت چهار بار زنگ خورد.

I need to make four copies of this document.

من باید چهار نسخه از این سند تهیه کنم.

He has four years of work experience.

او چهار سال سابقه کار دارد.

نمونه‌های واقعی

Four women in four nights. He must have something special.

چهار زن در چهار شب. او باید چیزی خاص داشته باشد.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

He's written four songs for one direction.

او چهار آهنگ برای یک جهت نوشته است.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

So, I guess we need another four.

پس، حدس می‌زنم به چهار مورد دیگر نیاز داریم.

منبع: Sarah and the little duckling

She was only four, and very pretty.

او فقط چهار ساله بود و خیلی زیبا.

منبع: The Story of the Brontë Family

There are four in Asia and four in Africa.

چهار نفر در آسیا و چهار نفر در آفریقا هستند.

منبع: VOA Standard July 2015 Collection

Brown faces more than four years in prison.

براون بیش از چهار سال را در زندان می‌گذراند.

منبع: CNN Selected December 2012 Collection

The candidate doesn't use all four words, but she does reference all four ideas.

نامزد از همه چهار کلمه استفاده نمی کند، اما به همه چهار ایده اشاره می کند.

منبع: Oxford University: Business English

Work your butt off four, five days out of the week.

هفت روز هفته، چهار یا پنج روز سخت کار کنید.

منبع: Hobby perspective React

Four generals and four soldiers represent an army of thousands.

چهار ژنرال و چهار سرباز نشان دهنده ارتش هزاران نفر هستند.

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 2)

One, two, three, four, five, one, two, three, four, five.

یک، دو، سه، چهار، پنج، یک، دو، سه، چهار، پنج.

منبع: The Best Mom

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید