quartet

[ایالات متحده]/kwɔː'tet/
[بریتانیا]/kwɔr'tɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه از چهار نفر یا چیز، به ویژه موسیقیدانان یا خوانندگانی که به طور مشترک اجرا می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

musical quartet

چهار نفره موسیقی

string quartet

چهارزنجیره‌ای

vocal quartet

چهار نفره آواز

جملات نمونه

A quartet is playing tonight.

یک کوارتت امشب اجرا می‌کند.

the quartet playing was uncommitted and flabby.

اجرای کوارتت متعهد نبود و بی‌رمق بود.

String Quartet No. 3 in D minor, Op. 11, Quatuor brillant

کوارتت زهی شماره ۳ در دو مینور، اپرا ۱۱، کواتور بریانت

the Quartet Suite was scored for flute, violin, viola da gamba, and continuo.

سویت کوارتت برای فلوت، ویولن، ویولا دا گامبا و کنتینویو نوشته شده بود.

String Quartet No. 13 in B flat major, Op. 130: V. Cavatina (arr. for orchestra

کوارتت زهی شماره ۱۳ در ب فلات مینور، اپرا ۱۳۰: ۵. کاواتینا (تنظیم برای ارکسترا

Listening to the late quartets on that little gramophone, I experienced the most infinite musical joy that I have ever known. See Usage Note at unique

گوش دادن به کوارتت های پایانی در آن گرامافون کوچک، من تجربه‌ای از بی نهایت شادی موسیقی را داشتم که تا به حال داشته ام. توجه به استفاده را در unique ببینید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید