eight

[ایالات متحده]/eɪt/
[بریتانیا]/eɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

num. عدد معادل مجموع چهار و چهار؛ هشتمین در یک مجموعه یا سری
adj. مربوط به یا نشان دهنده مقدار متشکل از هشت مورد یا واحد
n. شکلی شبیه به عدد هشت

عبارات و ترکیب‌ها

eight years old

هشت سال

eight o'clock

ساعت هشت

the eight diagrams

هشت نمودار

group of eight

گروه هشت

the eight immortals

هشت جاودانه

eight ball

توپ ۸

جملات نمونه

Eight are on duty.

هشت نفر در حالت آماده باش هستند.

It is eight now.

حالا ساعت هشت است.

a committee of eight members.

یک کمیته با هشت عضو.

Eight is the double of four. 8

هشت دو برابر چهار است. 8

eight atom hockey teams.

هفت تیم هاکی اتم

eight of them were unemployed.

هشت نفر از آنها بیکار بودند.

there will be enough for six to eight helpings.

برای شش تا هشت نفر کافی خواهد بود.

the orbit of the outermost of these eight planets.

مدار بیرونی ترین سیاره از این هشت سیاره.

he was the seventh of eight children.

او هفتم از هشت فرزند بود.

There are eight departments in the humanities.

هشت دپارتمان در رشته‌های علوم انسانی وجود دارد.

There are eight pints in a gallon.

در هر گالن هشت پینت وجود دارد.

A guard is made of eight soldiers.

یک نگهبان از هشت سرباز تشکیل شده است.

a group of eight singers or eight instrumentalists.

گروهی از هشت خواننده یا هشت نوازنده.

Eight times eight equals sixty-four.

هشت ضربدر هشت برابر شصت و چهار است.

a blind tasting of eight wines.

چشیدن کورکورانه هشت بطری شراب.

he works an eight-hour day.

او یک روز کاری هشت ساعته دارد.

نمونه‌های واقعی

A child of eight years ... a composer!

یک کودک هشت ساله... یک آهنگساز!

منبع: Mozart Golden Hits Collection

Well, they are only eight you know!

خب، آنها فقط هشت سال دارند، می‌دانید!

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 4

Well, I have eight recommendations for you.

خب، من هشت توصیه برای شما دارم.

منبع: English With Lucy

Eight figures for the eight people here.

هشت رقم برای هشت نفر حاضر در اینجا.

منبع: And Then There Were None

Come on, let me see an eight.

بیا، اجازه بده یک هشت ببینم.

منبع: Modern Family - Season 05

Pretty good. Like I've spotted an eight.

خیلی خوب. مثل اینکه یک هشت دیدم.

منبع: Collection of Interesting Stories

" It's eight o'clock." His mother exclaimed.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Professor Lupin gave this eight out of ten?

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

You have to wake up at eight AM!

شما باید ساعت ۸ صبح از خواب بیدار شوید!

منبع: Creative broadcast by YouTube star Lilly.

Because with the number eight, we say eight.

چون با عدد هشت، می‌گوییم هشت.

منبع: Grandpa and Grandma's Pronunciation Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید