quadruplets

[ایالات متحده]/ˈkwɒdrʌpləts/
[بریتانیا]/ˈkwɑːdruːpləts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از چهار فرزند متولد شده در یک زایمان؛ چهار فرزند متولد شده در یک زایمان

عبارات و ترکیب‌ها

identical quadruplets

چهار قلوهای یکسان

quadruplets born

تولد چهار قلوها

quadruplets care

مراقبت از چهار قلوها

quadruplets reunion

دیدار مجدد چهار قلوها

quadruplets in need

چهار قلوهای نیازمند

quadruplets' birthday

تولد چهار قلوها

quadruplets' parents

والدین چهار قلوها

famous quadruplets

چهار قلوهای مشهور

raising quadruplets

پرورش چهار قلوها

quadruplets' milestones

مراحل مهم زندگی چهار قلوها

جملات نمونه

she gave birth to quadruplets last week.

او هفته گذشته به چهار قلو زاد.

raising quadruplets can be quite challenging.

پرورش چهار قلو می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

quadruplets often share a special bond.

چهار قلوها اغلب یک پیوند خاص را به اشتراک می‌گذارند.

the couple was surprised to find out they were having quadruplets.

زوج از اینکه متوجه شدند چهار قلو دارند، متعجب شدند.

quadruplets require a lot of attention and care.

چهار قلوها نیاز به توجه و مراقبت زیادی دارند.

they celebrated the quadruplets' first birthday with a big party.

آنها تولد یک سالگی چهار قلوها را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتند.

finding a suitable car for quadruplets can be difficult.

پیدا کردن یک ماشین مناسب برای چهار قلوها می‌تواند دشوار باشد.

quadruplets are often a result of fertility treatments.

چهار قلوها اغلب نتیجه درمان‌های باروری هستند.

parents of quadruplets often need extra help.

والدین چهار قلوها اغلب به کمک بیشتری نیاز دارند.

the school organized a special program for the quadruplets.

مدرسه یک برنامه ویژه برای چهار قلوها ترتیب داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید