two weeks
دو هفته
two sides
دو طرف
two people
دو نفر
two times
دو بار
in two
در دو
one or two
یک یا دو
two or three
دو یا سه
two dimensional
دو بعدی
two phase
دو فاز
two more
دو بیشتر
two stage
دو مرحلهای
two weeks ago
دو هفته پیش
two thirds
دو سوم
world war two
جنگ جهانی دوم
number two
عدد دو
two pairs
دو جفت
two dimension
دو بعد
about two hours
تقریباً دو ساعت
two way
دو طرفه
two level
دو سطحی
two point
دو نقطه
by twos
به صورت دو به دو
Two and two make four.
دو و دو می شود چهار.
put two and two together
دو و دو را با هم قرار دهید.
clear as that two and two make four
همانقدر واضح که دو و دو می شود چهار.
Two and two makes four.
دو و دو می شود چهار.
This is a two-way street.
این یک خیابان دو طرفه است.
Sophie was two in January.
سوفی در ژانویه دو ساله بود.
the collocation of the two pieces.
چیدمان دو قطعه
two and a half years.
دو سال و نیم.
the junction of the two rivers.
نقطه اتصال دو رودخانه
once two is two.
یک بار دو برابر دو است.
They are as like as two siblings.
آنها تا آنجا که میدانم، مثل خواهر و برادر هستند.
the two men talked.
دو مرد صحبت کردند.
two of Amy's friends.
دو نفر از دوستان امی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید