one

[ایالات متحده]/wʌn/
[بریتانیا]/wʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

num. یک
adj. یک منحصر به فرد مشخص

عبارات و ترکیب‌ها

one way

یک راه

one hundred

یک صد

one of

یکی از

one day

یک روز

in one

در یک

no one

هیچ کس

for one

برای یک

one another

یکی دیگر

at one

در یک

one or two

یک یا دو

one after another

یکی پس از دیگری

make one

یک ساخت

one of us

یکی از ما

for one thing

برای یک چیز

the old one

قدیمی یک

big one

یک بزرگ

all in one

همه در یک

one to one

یک به یک

جملات نمونه

She is the one who always arrives early.

او کسی است که همیشه زود می‌رسد.

He is the one responsible for the project.

او کسی است که مسئولیت پروژه را بر عهده دارد.

One of the keys to success is hard work.

یکی از کلیدهای موفقیت، تلاش زیاد است.

I'll have one coffee, please.

لطفاً یک قهوه برایم درست کنید.

She is the one I trust the most.

او کسی است که بیشتر از همه به او اعتماد دارم.

One way to stay healthy is to exercise regularly.

یکی از راه‌های سالم ماندن، ورزش منظم است.

He is the one who always makes me laugh.

او کسی است که همیشه من را می‌خنداند.

Can I have one more piece of cake?

می‌توانم یک تکه کیک دیگر هم داشته باشم؟

She is the one who came up with the idea.

او کسی بود که این ایده را مطرح کرد.

One of the best feelings is seeing your hard work pay off.

یکی از بهترین احساسات دیدن نتیجه تلاش‌های شماست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید