freer market
بازار آزادتر
freer choice
انتخاب آزادتر
freer society
جامعه آزادتر
freer trade
تجارت آزادتر
freer access
دسترسی آزادتر
freer expression
ابراز نظر آزادتر
freer system
سیستم آزادتر
freer environment
محیط آزادتر
freer lifestyle
سبک زندگی آزادتر
freer world
جهان آزادتر
she feels freer when she travels alone.
وقتی تنها سفر میکند، احساس آزادی بیشتری میکند.
he wants to be freer in expressing his opinions.
او میخواهد در بیان نظراتش آزادتر باشد.
living in the countryside makes me feel freer.
زندگی در روستا باعث میشود احساس آزادی بیشتری کنم.
they believe that art should make people feel freer.
آنها معتقدند هنر باید مردم را آزادتر کند.
with a new job, she feels freer to pursue her dreams.
با شغل جدید، او احساس میکند که آزادتر است تا به دنبال رویاهایش برود.
he enjoys the freer lifestyle of a freelancer.
او از سبک زندگی آزادتر یک فریلنسر لذت میبرد.
many people seek a freer society.
بسیاری از مردم یک جامعه آزادتر را طلب میکنند.
she feels freer after letting go of her past.
بعد از رها کردن گذشتهاش، احساس آزادی بیشتری میکند.
he believes that knowledge makes one feel freer.
او معتقد است که دانش باعث میشود یک فرد احساس آزادی بیشتری کند.
in a freer environment, creativity flourishes.
در یک محیط آزادتر، خلاقیت شکوفا میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید