make

[ایالات متحده]/meɪk/
[بریتانیا]/meɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. انجام دادن; تولید کردن; به دست آوردن; تبدیل شدن
vi. شروع کردن; رشد کردن
n. تولید; سبک; فیزیک

عبارات و ترکیب‌ها

make up

ساختن

make progress

پیشرفت کردن

make sure

مطمئن بودن

make friends with

با کسی دوست شدن

make up for

جبران کردن

make out

متوجه شدن

make for

به سمت رفتن

make of

نظر داشتن درباره

make it possible

امکان‌پذیر کردن

make in

در

make a living

کسب درآمد

make life

زندگی کردن

make an appointment

نوبت گرفتن

make contribution

ارائه سهم

make decision

تصمیم بگیر

make friend

دوست کردن

جملات نمونه

make a telephone call; make an incision.

تماس تلفنی برقرار کنید؛ برش ایجاد کنید.

make merry; make free.

شاد باشید؛ آزاد باشید.

make ready; make sure.

آماده باشید؛ مطمئن شوید.

make a libation to Jupiter

تقديم نيايش به جupiter

make a penthouse of the eyebrows

ایجاد یک سقف مشکی در بالای ابرو

to make a quip.

یک اظهار نظر سریع و بامزه بیان کنید.

to make a solicitation

درخواست کنید.

make a grand gesture.

یک ژست بزرگ انجام دهید.

don't make a sound.

صدایی تولید نکنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید