cheese grater
رنده پنیر
vegetable grater
رنده سبزیجات
I need a grater to shred the cheese.
من به یک رنده نیاز دارم تا پنیر را رنده کنم.
She used a grater to grate some ginger for the recipe.
او از یک رنده برای رنده کردن زنجبیل برای دستور غذا استفاده کرد.
The grater is a useful tool in the kitchen.
رنده یک ابزار مفید در آشپزخانه است.
He grated some carrots with the grater.
او با رنده، هویج رنده کرد.
Please pass me the cheese grater.
لطفا رنده پنیر را به من بده.
The grater has different sizes of holes for grating.
رنده دارای اندازههای مختلف سوراخ برای رنده کردن است.
I accidentally cut my finger on the grater.
من به طور تصادفی انگشت دستم را روی رنده برش زدم.
She grated some lemon zest using the grater.
او با استفاده از رنده، پوست لیمو رنده کرد.
The grater is made of stainless steel.
رنده از جنس استیل ضد زنگ است.
Do you need a box grater or a handheld grater?
آیا به یک رنده جعبه ای یا یک رنده دستی نیاز دارید؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید