gustily

[ایالات متحده]/ˈɡʌstɪli/
[بریتانیا]/ˈɡʌstɪli/

ترجمه

adv. به طور ناگهانی یا قوی; به طرز طوفانی یا پر باد

عبارات و ترکیب‌ها

laugh gustily

خندیدن با صدای بلند

sing gustily

آهنگ خواندن با صدای بلند

cheer gustily

تشویق با صدای بلند

shout gustily

جیغ کشیدن با صدای بلند

applaud gustily

تشویق با دست زدن با صدای بلند

respond gustily

پاسخ دادن با صدای بلند

play gustily

بازی کردن با صدای بلند

speak gustily

صحبت کردن با صدای بلند

eat gustily

غذا خوردن با صدای بلند

dance gustily

رقصیدن با صدای بلند

جملات نمونه

she laughed gustily at the joke.

او با خنده زیاد و پرانرژی از شوخی خندید.

the children cheered gustily during the parade.

کودکان با شور و هیجان فراوان در طول رژه فریاد زدند.

he gustily praised her performance.

او با شور و اشتیاق فراوان از اجرای او تعریف کرد.

they sang gustily around the campfire.

آنها با شور و هیجان فراوان دور آتش درست آواز خواندند.

the audience applauded gustily after the show.

تماشاگران پس از اجرا با تشویق فراوان دست زدند.

she gustily expressed her opinions during the meeting.

او با شور و اشتیاق فراوان نظرات خود را در طول جلسه بیان کرد.

he gustily shared his travel stories with friends.

او با شور و اشتیاق فراوان داستان‌های سفر خود را با دوستانش به اشتراک گذاشت.

the wind blew gustily through the trees.

باد با شدت و قدرت زیاد از میان درختان وزید.

they gustily debated the best pizza place in town.

آنها با شور و هیجان فراوان درباره بهترین پیتزا فروشی در شهر بحث کردند.

she gustily welcomed the guests at the door.

او با شور و اشتیاق فراوان مهمانان را در آستانه در به استقبال گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید