whirlwind

[ایالات متحده]/'wɜːlwɪnd/
[بریتانیا]/'wɝlwɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حرکت سریع یا خشونت‌آمیز و غیرقابل کنترل هوا، معمولاً به شکل یک ستون عمودی یا قیف، به‌ویژه باعث آسیب یا تخریب؛ یک سری از رویدادهای طوفانی یا پرشور یا شلوغ یا سریع

عبارات و ترکیب‌ها

whirlwind romance

عشق آتشین

whirlwind of emotions

گرداب احساسات

whirlwind tour

گشت و گذار سریع

جملات نمونه

a whirlwind of activity.

گرداب فعالیت‌ها

a whirlwind political campaign.

یک کمپین سیاسی پرهیزگار

a whirlwind cross-country tour.

یک تور سراسری پرجنب‌وجوش

After a whirlwind courtship, they married and went to live in Bath.

پس از یک ملاک‌گویی طوفانی، آنها ازدواج کردند و به زندگی در بات پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید