physical harm
آسیب جسمی
emotional harm
آسیب عاطفی
harmful effects
اثرات مضر
cause harm
وارد کردن آسیب
prevent harm
جلوگیری از آسیب
no harm
هیچ آسیبی
do harm
آسیب رساندن
come to harm
آسیب دیدن
do no harm
آسیب نرساندن
bodily harm
آسیب جسمی
mean no harm
قصد آسیب رساندن نداشتن
There is no harm in trying.
سعی کردن ضرری ندارد.
not to worry—no harm done.
نگران نباشید - هیچ ضرری نرسیده است.
I mean no harm to her.
من به او آسیبی نمی رسانم.
it's unlikely to do much harm to the engine.
احتمال ندارد زیاد به موتور آسیب برساند.
I can't see any harm in it.
من نمی توانم هیچ آسیبی در آن ببینم.
the villains didn't harm him.
شرورها به او آسیب نرساندند.
Gypsy moths harm foliage.
حشرات کولیوار به برگها آسیب میرسانند.
irreparable harm; irreparable damages.
آسیب غیرقابل جبران؛ خسارات غیرقابل جبران.
it is worse to intend harm than to be indifferent.
قصد آسیب رساندن بدتر از بی تفاوتی است.
The drought did a lot of harm to the crops.
خشکسالی آسیب زیادی به محصولات وارد کرد.
Forget it, Dave, no harm done.
فراموشش کن، دیو، هیچ آسیبی نرسیده.
It does no harm to ask.
پرسیدن ضرری ندارد.
Our dog won't harm you.
سگ ما به شما آسیب نمی رساند.
Smoking harms our health.
کشیدن سیگار به سلامتی ما آسیب می رساند.
The war brought infinite harm to the nation.
جنگ آسیب بی پایانی به ملت وارد کرد.
He means no harm to anyone.
او به کسی آسیب نمی رساند.
Why, what's the harm?
چرا، چه ضرری دارد؟
a place for the children that is out of harm's way; ships that sail into harm's way.
مکانی برای کودکان که از خطر دور است؛ کشتی هایی که وارد خطر می شوند.
People hate those who unwittingly harm the cause of peace.
افراد از کسانی که ناخواسته به جنبش صلح آسیب می رسانند متنفرند.
the years of stagnation did a lot of harm to the younger generation.
سال های رکود آسیب زیادی به نسل جوان وارد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید