mischief

[ایالات متحده]/ˈmɪstʃɪf/
[بریتانیا]/ˈmɪstʃɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیب، خسارت، رفتار ناپسند، شیطنت‌کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

up to mischief

دست انداختن

جملات نمونه

The child was a mischief in school.

کودک در مدرسه شیطنت‌آمیز بود.

The broken window was the mischief of vandals.

شیشه شکسته کار خرابکاران بود.

You'll pay for this mischief!

برای این خرابکاری‌ها باید تاوان پس بدهی!

cogitate mischief against sb.

در مورد خرابکاری علیه کسی فکر کردن.

The mischief arose from irresponsible gossip.

شیطنت‌ها از شایعات غیرمسئولانه نشأت گرفتند.

she was bent on making mischief .

او قصد خرابکاری داشت.

The mischief is that he did it without permission.

خرابکاری این است که او بدون اجازه انجام داد.

What mischief are you up to?

چه خرابکاری‌ای در سر داری؟

Nobody took notice of the mischief of the matter.

هیچ کس متوجه اهمیت موضوع نشد.

the counterfeit and the worthless Poor do a world of mischief to the cause of beneficence.

تقلبی و فقیر بی ارزش، آسیب زیادی به هدف خیرخواهی وارد می کنند.

I foreboded mischief the moment I heard.

همانطور که شنیدم، پیش‌بینی کردم که اتفاق بدی خواهد افتاد.

a hint of mischief gleaming in her eyes.

اشاره‌ای به شیطنت در چشمانش که می‌درخشید.

she'll make sure Danny doesn't get into mischief .

مطمئن خواهد شد که دنی به دردسر نیفتد.

he means mischief—it's no good pretending otherwise.

او به دنبال خرابکاری است - فایده ای ندارد که وانمود کنید وگرنه.

She was always making mischief between them.

او همیشه بین آنها خرابکاری می‌کرد.

Don't play the mischief with the cards I have arranged.

با کارت‌هایی که من چیده ام، خرابکاری نکنید.

raised holy hell over the mischief their children did.

به دلیل خرابکاری فرزندانشان عصبانی شدند.

You could do yourself a mischief wearing such tight trousers!

با پوشیدن این شلوارهای تنگ به خودتان آسیب می‌رسانید!

The mischief of the matter is that you didn't keep your promise to keep it secret

پیچیده ماجرا این است که شما به وعده خود برای حفظ آن به صورت محرمانه عمل نکردید.

is disliked by her classmates for tattling on mischief makers.

به دلیل خبر دادن به سازشکاران، توسط همکلاسی هایش دوست ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید