toxically

[ایالات متحده]/[ˈtɒksɪkli]/
[بریتانیا]/[ˈtɒksɪkli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شکل سمی؛ به شکلی که مضر یا آسیب‌زا باشد؛ به شکلی که احساسی آسیب‌زا یا کنترل‌کننده باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

toxically positive

مثبت به صورت سمی

toxically masculine

مردانه به صورت سمی

toxically jealous

حاسد به صورت سمی

toxically independent

مستقل به صورت سمی

toxically competitive

رقابتی به صورت سمی

toxically self-reliant

خودکفایت به صورت سمی

toxically controlling

کنترل کننده به صورت سمی

toxically pessimistic

منفی به صورت سمی

toxically attached

پیوسته به صورت سمی

جملات نمونه

he behaved toxically after losing the game.

او پس از بازی دادن به طرز سمی رفتار کرد.

the workplace environment was toxically competitive.

محیط کار به طرز سمی رقابتی بود.

she ended the relationship due to his toxically controlling behavior.

او رابطه را به دلیل رفتار او که به طرز سمی کنترل کننده بود، پایان داد.

the comments section was toxically negative and discouraging.

بخش نظرات به طرز سمی منفی و ناامید کننده بود.

the company culture fostered a toxically stressful atmosphere.

فرهنگ شرکت یک محیط به طرز سمی استرس زا ایجاد کرد.

he reacted toxically to the constructive criticism.

او به نقد سازنده به طرز سمی واکنش نشان داد.

the online forum became toxically divisive over the issue.

فروم آنلاین به دلیل این مسئله به طرز سمی تقسیم شد.

the situation escalated toxically with accusations flying.

وضعیت به طرز سمی تشدید شد و اتهامات پرتاب شدند.

she felt toxically drained after the argument.

او پس از اختلاف به طرز سمی خسته شد.

the group dynamic was toxically imbalanced and unfair.

دینامیک گروه به طرز سمی ناสมانی و غیر عادلانه بود.

he displayed toxically manipulative tactics during negotiations.

او در مذاکرات روش‌های به طرز سمی کنترل کننده نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید