He smelled offensively unwashed.
او بوی نامطبوع و غیربهداشتی می داد.
*Yowies- Like the Nth American big foot, the yowie emits a vile odour and screams offensively.
*یوییها - مانند موجود افسانهای بزرگ پا در آمریکای شمالی، یویی بوی بد و فریادهای زننده ساطع میکند.
He spoke offensively to his coworkers.
او به طرز توهین آمیزی با همکاران خود صحبت کرد.
The comedian's jokes were considered offensively inappropriate.
جک های کمدین به طرز توهین آمیزی نامناسب تلقی می شد.
The team lost the game due to offensively poor performance.
تیم به دلیل عملکرد بسیار ضعیف و توهین آمیز بازی را باخت.
The movie was criticized for its offensively stereotypical portrayal of a certain culture.
فیلم به دلیل به تصویر کشیدن کلیشه ای و توهین آمیز یک فرهنگ خاص مورد انتقاد قرار گرفت.
She was offended by his offensively sexist remarks.
او از اظهارات جنسیتی توهین آمیز او دلخور شد.
The company's advertisement was deemed offensively misleading.
تبلیغات شرکت به عنوان گمراه کننده و توهین آمیز تلقی شد.
The player was penalized for offensively fouling his opponent.
بازیکن به دلیل خطا کردن توهین آمیز با حریفش جریمه شد.
The politician's offensively arrogant behavior alienated many voters.
رفتار مغرانه و توهین آمیز سیاستمدار باعث بیگانگی بسیاری از رای دهندگان شد.
The author's offensively graphic descriptions shocked readers.
توصیفات گرافیکی توهین آمیز نویسنده خوانندگان را شوکه کرد.
The teacher reprimanded the student for offensively disrupting the class.
معلم دانش آموز را به دلیل ایجاد مزاحمت توهین آمیز در کلاس تذکر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید