benignly

[ایالات متحده]/bi'nainli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. مهربانانه; با همدلی

عبارات و ترکیب‌ها

acting benignly

با رفتار خیرخواهانه

جملات نمونه

It is impossible to carry out monetary cooperation without benignly and practicably political basis.

بدون پشتوانه سیاسی خیرخواهانه و کاربردی، انجام همکاری پولی غیرممکن است.

looking benignly upon the situation

به طور خیرخواهانه به وضعیت نگاه کردن

speaking benignly to the child

با کودک به طور خیرخواهانه صحبت کردن

acting benignly towards others

با دیگران به طور خیرخواهانه رفتار کردن

gazing benignly at the flowers

با خیرخواهی به گل ها نگاه کردن

responding benignly to criticism

با خیرخواهی به انتقاد پاسخ دادن

approaching the task benignly

با رویکرد خیرخواهانه به وظیفه نزدیک شدن

listening benignly to the complaints

با خیرخواهی به شکایات گوش دادن

reacting benignly to the news

با خیرخواهی به خبر واکنش نشان دادن

observing benignly from a distance

با خیرخواهی از راه دور مشاهده کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید