acting benignly
با رفتار خیرخواهانه
It is impossible to carry out monetary cooperation without benignly and practicably political basis.
بدون پشتوانه سیاسی خیرخواهانه و کاربردی، انجام همکاری پولی غیرممکن است.
looking benignly upon the situation
به طور خیرخواهانه به وضعیت نگاه کردن
speaking benignly to the child
با کودک به طور خیرخواهانه صحبت کردن
acting benignly towards others
با دیگران به طور خیرخواهانه رفتار کردن
gazing benignly at the flowers
با خیرخواهی به گل ها نگاه کردن
responding benignly to criticism
با خیرخواهی به انتقاد پاسخ دادن
approaching the task benignly
با رویکرد خیرخواهانه به وظیفه نزدیک شدن
listening benignly to the complaints
با خیرخواهی به شکایات گوش دادن
reacting benignly to the news
با خیرخواهی به خبر واکنش نشان دادن
observing benignly from a distance
با خیرخواهی از راه دور مشاهده کردن
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید