hover

[ایالات متحده]/ˈhɒvə(r)/
[بریتانیا]/ˈhʌvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. (از یک پرنده و غیره) در دایره پرواز کردن، رفت و آمد کردن، تردید کردن، بی‌تصمیم بودن، نوسان کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

hover over

بالا نگه داشتن

hover effect

اثر شناور

hover menu

منوی شناور

hoverboard

اسکیت برد شناور

جملات نمونه

A hawk hovers in the sky.

بازها در آسمان معلق است.

admirers hovering around a celebrity.

طرفداران در حال نزدیک شدن به یک چهره مشهور

she hovered anxiously in the background.

او با اضطراب در پس‌زمینه معلق بود.

A hen hovers her chicks.

یک مرغ از جوجه هایش مراقبت می کند.

A hawk hovered in the blue sky.

باز در آسمان آبی معلق بود.

You don't hover round the table.

شما دور میز نچرخید.

He is hovering between life and death.

او بین زندگی و مرگ معلق است.

The bird is hovering over a mouse.

پرنده بالای موش معلق است.

She hovered uncertainly near the front door.

او به طور نامطمئن نزدیک در جلو معلق ماند.

gulls hovering over the waves.

چلغون‌ها در حال معلق ماندن بالای امواج هستند.

hovered between anger and remorse.

بین خشم و پشیمانی معلق بود.

Army helicopters hovered overhead.

بالگردهای ارتش در بالای سر معلق بودند.

her hand hovered over the console.

دست او روی کنسول معلق بود.

his expression hovered between cynicism and puzzlement.

حالت چهره او بین cynicism و سردرگمی معلق بود.

she felt twitchy about the man hovering in the background.

او در مورد مردی که در پس زمینه معلق بود، مضطرب احساس کرد.

helicopters hover to lift underslung loads.

بالگردها برای بلند کردن بار آویزان معلق می‌شوند.

Two hawks were hover ing overhead.

دو باز در حال معلق بودن بالای سر بودند.

The mercury hovered around 36

جیوه در حدود 36 بود.

A four-oared galley is hovering about.

یک گالی چهار نفره در حال نزدیک شدن است.

نمونه‌های واقعی

For decades they've been hovering around 6 percent.

برای دهه‌ها، آن‌ها در حدود ۶ درصد معلق بوده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

I saw a bright light and masked faces hovering over me.

من نور شدیدی و چهره‌های نقاب‌دار را در حال معلق بودن بالای سرم دیدم.

منبع: Reader's Digest Anthology

Tempertures continue to hover around 113 degrees Farenheit.

دمای هوا همچنان در حدود ۱۱3 درجه فارنهایت معلق است.

منبع: AP Listening Collection July 2015

Lockhart was hovering around all of them, making suggestions.

Lockhart در اطراف همه آن‌ها معلق بود و پیشنهاداتی می‌داد.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

One of the best things about Charlie is he does not hover.

یکی از بهترین ویژگی‌های چارلی این است که او معلق نمی‌شود.

منبع: Twilight: Eclipse

Meet Steve, a rare spectacle that hovers over the horizon in the Northern hemisphere.

با استیو آشنا شوید، یک صحنه نادر که بر فراز افق در نیمکره شمالی معلق است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

But the WHO reckons that the necessary rate hovers between 10% and 15%.

اما سازمان بهداشت جهانی تخمین می‌زند که نرخ لازم بین ۱۰٪ و ۱۵٪ معلق است.

منبع: The Economist (Summary)

Yes, I will, she hovered over them. They look very good.

بله، من خواهم کرد، او بالای آن‌ها معلق بود. آن‌ها خیلی خوب به نظر می‌رسند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

Sweet Sleep, angel mild, hover o'er my happy child!

خواب شیرین، فرشته مهربان، بر سر کودک شاد من معلق باش!

منبع: The Song of Innocence and Experience

Fawkes was waiting for them, hovering in the Chamber entrance.

فاکس منتظر آن‌ها بود، در حالی که در ورودی تالار معلق بود.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید