immodesty is bold
بیاعتنایی نشانهی جسارت است
immodesty breeds contempt
بیاعتنایی باعث تحقیر میشود
immodesty in behavior
بیاعتنایی در رفتار
immodesty is arrogance
بیاعتنایی نشانه تکبر است
immodesty reveals character
بیاعتنایی شخصیت را آشکار میکند
immodesty is unappealing
بیاعتنایی ناخوشایند است
immodesty attracts attention
بیاعتنایی توجه را جلب میکند
immodesty reflects insecurity
بیاعتنایی نشانهی ناامنی است
immodesty is unrefined
بیاعتنایی غیرمتعارف است
immodesty can offend
بیاعتنایی میتواند ناراحتکننده باشد
her immodesty was evident in the way she flaunted her achievements.
بیاعتنایی او به حد و مرزها در نحوه به رخ کشیدن دستاوردش آشکار بود.
immodesty can lead to misunderstandings in social situations.
بیاعتنایی میتواند منجر به سوء تفاهم در موقعیتهای اجتماعی شود.
many criticized his immodesty during the award ceremony.
بسیاری از افراد از بیاعتنایی او در طول مراسم اهدای جوایز انتقاد کردند.
immodesty often overshadows genuine talent.
بیاعتنایی اغلب استعداد واقعی را تحتالشعاع قرار میدهد.
she showed immodesty by boasting about her wealth.
او با به رخ کشیدن ثروت خود بیاعتنایی نشان داد.
his immodesty made it difficult for others to connect with him.
بیاعتنایی او باعث شد ارتباط با او برای دیگران دشوار باشد.
immodesty can create a negative impression in professional settings.
بیاعتنایی میتواند در محیطهای حرفهای یک تصور منفی ایجاد کند.
she was known for her immodesty, which some found off-putting.
او به خاطر بیاعتناییاش شناخته میشد که برخی آن را آزاردهنده مییافتند.
immodesty is often mistaken for confidence.
بیاعتنایی اغلب به جای اعتماد به نفس اشتباه گرفته میشود.
his immodesty alienated many of his peers.
بیاعتنایی او باعث بیگانگی بسیاری از همسالانش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید