interlocked fingers
انگشتان قفل شده
interlocked gears
چرخ دنده های قفل شده
interlocked chains
زنجیرهای قفل شده
interlocked arms
بازوهای قفل شده
interlocked minds
ذهن های قفل شده
interlocked pathways
مسیرهای قفل شده
interlocked designs
طرح های قفل شده
interlocked relationships
روابط قفل شده
interlocked systems
سیستم های قفل شده
interlocked ideas
ایده های قفل شده
the two gears are interlocked perfectly.
دو چرخ دنده به طور کامل به هم گره خورده اند.
her fingers interlocked with his as they walked.
انگشتانش در حالی که قدم می زدند، با انگشتان او گره خورد.
the puzzle pieces interlocked seamlessly.
قطعات پازل به طور یکپارچه به هم گره خوردند.
they interlocked their arms while dancing.
در حالی که می رقصیدند، دست هایشان را به هم گره زدند.
the chains interlocked to form a strong bond.
زنجیرها برای ایجاد یک پیوند قوی به هم گره خوردند.
the two strategies interlocked to create a comprehensive plan.
دو استراتژی برای ایجاد یک برنامه جامع با هم گره خوردند.
our lives are interlocked in many ways.
زندگی ما در بسیاری از جنبه ها با هم گره خورده است.
the interlocked fingers showed their unity.
انگشتان به هم گره خورده نشان دهنده وحدت آنها بود.
the interlocked designs created a stunning visual effect.
طرح های به هم گره خورده جلوه بصری خیره کننده ای ایجاد کردند.
they interlocked their plans to achieve a common goal.
آنها برای دستیابی به یک هدف مشترک برنامه های خود را با هم گره زدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید