joined hands
دست به دست شد
joined forces
اتحاد نیروها
joined the team
به تیم پیوست
joined in
در آن شرکت کرد
joined up
به هم پیوستند
joined last
آخر پیوست
joined them
به آنها پیوست
joining now
اکنون در حال پیوستن
joined together
با هم پیوستند
joined earlier
قبلاً پیوست
they joined hands and walked along the beach.
آنها دست در دست هم در امتداد ساحل قدم زدند.
our company joined with theirs to form a partnership.
شرکت ما با آنها برای تشکیل یک مشارکت، متحد شد.
she joined the club last year and loves it.
او سال گذشته به باشگاه پیوست و آن را دوست دارد.
the two rivers joined to form a large lake.
دو رودخانه به هم پیوستند تا یک دریاچه بزرگ را تشکیل دهند.
he joined the conversation with a witty remark.
او با یک اظهار نظر هوشمندانه وارد گفتگو شد.
the wires joined to the circuit board were loose.
سیمهایی که به برد مدار متصل شده بودند، شل بودند.
they joined forces to fight against the injustice.
آنها برای مبارزه با بیعدالتی، متحد شدند.
the two families joined in marriage to secure their future.
دو خانواده برای تأمین آینده خود با ازدواج متحد شدند.
the crowd joined in the applause after the performance.
تماشاگران پس از اجرا به تشویق پیوستند.
the roads joined at a complex intersection.
جادهها در یک تقاطع پیچیده به هم رسیدند.
he joined the team as a volunteer.
او به عنوان داوطلب به تیم پیوست.
the puzzle pieces joined together to form a picture.
قطعات پازل با هم ترکیب شدند تا تصویری را شکل دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید