devise

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪz/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. فکر کردن; طراحی کردن; اختراع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

devise a plan

طرح‌ریزی کردن

devise a strategy

تدوین یک استراتژی

devise a solution

تهیه راه‌حل

جملات نمونه

She had to devise a plan to escape from the locked room.

او مجبور بود طرحی برای فرار از اتاق قفل شده ابداع کند.

The team devised a new strategy to win the game.

تیم یک استراتژی جدید برای بردن بازی ابداع کرد.

He devised a clever way to remember all the important dates.

او یک راه باهوشانه برای به خاطر سپردن همه تاریخ های مهم ابداع کرد.

The scientist devised an experiment to test the hypothesis.

دانشمند یک آزمایش برای آزمایش فرضیه ابداع کرد.

They devised a system to streamline the workflow in the office.

آنها یک سیستم برای ساده سازی گردش کار در دفتر ابداع کردند.

In order to succeed, you must devise a clear and actionable plan.

برای موفقیت، شما باید یک برنامه واضح و قابل اجرا ابداع کنید.

The chef devised a unique recipe that became a bestseller.

سرآشپز یک دستور غذای منحصر به فرد ابداع کرد که به یک پرفروش تبدیل شد.

The engineers devised a solution to the technical problem in record time.

مهندسان یک راه حل برای مشکل فنی در کمترین زمان ممکن ابداع کردند.

She devised a creative way to decorate the house on a budget.

او یک راه خلاقانه برای تزئین خانه با بودجه کم ابداع کرد.

The team of experts devised a plan to tackle the environmental crisis.

تیم متخصصان یک برنامه برای مقابله با بحران زیست محیطی ابداع کرد.

نمونه‌های واقعی

I had been entrusted With the most frightful weapon ever devised.

من با ترسناک‌ترین سلاحی که تا به حال اختراع شده بود، مورد اعتماد قرار گرفته بودم.

منبع: Humanity: The Story of All of Us

And actually there was no devise for this day.

و در واقع، برای این روز هیچ اختلافی وجود نداشت.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

The most dangerous acid ever devised by humanity.

خطرناک‌ترین اسیدی که تا به حال توسط انسان اختراع شده است.

منبع: Scishow Selected Series

This has got to be one of the most invasive advertising systems ever devised.

این یکی از سیستم‌های تبلیغاتی تهاجمی که تا به حال اختراع شده است، باید باشد.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Maybe their unber children will have devised a way to save our planet.

شاید فرزندان آنها راهی برای نجات سیاره ما اختراع کرده باشند.

منبع: Discussing American culture.

Astronauts must have the most rigorous training that is especially devised for them.

فضانوردان باید سخت‌ترین آموزش‌هایی را که به طور خاص برای آنها طراحی شده است، داشته باشند.

منبع: Hua Yan Level 4 Vocabulary Frequency Weekly Plan

It is necessary that we devise a new system to improve our productivity.

لازم است که ما یک سیستم جدید برای بهبود بهره وری خود طراحی کنیم.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

One devised a massive, underwater globe, constructed around a sprawling city center.

یکی یک کره زمین بزرگ زیر آب طراحی کرد که در اطراف یک مرکز شهر بزرگ ساخته شده بود.

منبع: Koranos Animation Science Popularization

He devised a new method for teaching the blind.

او یک روش جدید برای آموزش نابینایان طراحی کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

As a machinist, he crafted the prototypes of products that the engineers were devising.

به عنوان یک ماشین‌ساز، او نمونه‌های اولیه محصولاتی را ساخت که مهندسان در حال طراحی آنها بودند.

منبع: Steve Jobs Biography

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید