knock

[ایالات متحده]/nɒk/
[بریتانیا]/nɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور پر سر و صدا به سطحی ضربه زدن به منظور جلب توجه یا ورود
vt. انتقاد کردن
n. صدای ضربه یا صدای انفجاری

عبارات و ترکیب‌ها

knock lightly

به آرامی ضربه بزن

knock three times

سه بار ضربه بزن

knock on wood

به چوب ضربه بزن

knock it off

بایداوم کن

knock down

نگاه کردن

knock out

به K.O درآوردن

knock out of

از جا بیرون انداختن

knock on

روی آن ضربه بزن

knock at

در آنجا ضربه بزن

knock off

کاهش دادن

knock over

نگون کردن

knock in

وارد کردن

knock up

بیدار کردن

knock back

پس زدن

knock against

برخورد کردن با

knock sensor

حسگر ضربه

knock into

ضربه زدن به

knock off work

ترک کردن کار

جملات نمونه

There was a treble knock at the door.

صدای ضربه سه‌گانه ای به در آمد.

knocking of the valve

ضربه دادن شیر

knock sb. on the head

سر کسی را بزنند

Please knock on the door.

لطفاً روی در بزنید.

There was an insistent knock on my door.

ضربه ای مصرانه به در من بود.

during a no-knock raid.

در طول یک بازرسی بدون درز

knocked into the table.

به میز برخورد کرد.

Please knock before entering.

لطفاً قبل از ورود بزنید.

Let's knock off now.

حالا دست نگه دارید.

She knocked him senseless.

او او را بیهوش کرد.

a splendid knock of 117 against Somerset.

یک ضربه عالی 117 در برابر سامرست.

she knocked around with artists.

او با هنرمندان گشت و گذار کرد.

knocked the attacker senseless.

حمله کننده را بیهوش کرد.

knocked a hole in the wall.

یک سوراخ در دیوار ایجاد کرد.

نمونه‌های واقعی

I accidentally knocked her into the sink.

من به طور تصادفی او را به داخل سینک کوبیدم.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

Why don't we just arbitrarily knock on doors?

چرا فقط به طور تصادفی به درها نزنیم؟

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

The next, you're knocked off your feet.

بعدش، شما از جا می‌افتید.

منبع: If there is a if.

Some homes have been knocked to the ground.

برخی از خانه‌ها به زمین کوبیده شده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

This proposition has taken some hard knocks.

این پیشنهاد ضربه‌های سختی خورده است.

منبع: The Economist (Summary)

There was a knock on the door.

صدایی به گوش رسید که کسی به در زده است.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Have you forgotten how to knock, Merlin?

آیا فراموش کرده‌اید چگونه درب زدن، مرلین؟

منبع: The Legend of Merlin

Do you think she knows how to knock?

فکر می‌کنید می‌داند چگونه درب بزند؟

منبع: Frozen Selection

There was a knock on the dungeon door.

صدایی به گوش رسید که کسی به در دخمه زده است.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

I could whip the door open before she knocked.

من می‌توانستم قبل از اینکه درب بزند، در را باز کنم.

منبع: Flipped Selected

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید