labeled as
برچسب گذاری شده
labeled clearly
به طور واضح برچسب گذاری شده
labeled product
محصول برچسب گذاری شده
labeled package
بسته برچسب گذاری شده
labeled data
داده برچسب گذاری شده
being labeled
در حال برچسب گذاری
labeled image
تصویر برچسب گذاری شده
labeled sample
نمونه برچسب گذاری شده
labeled section
بخش برچسب گذاری شده
labeled source
منبع برچسب گذاری شده
the bottles were clearly labeled with their contents.
بطریها بهوضوح با محتویاتشان برچسبگذاری شده بودند.
he carefully labeled all the files on the hard drive.
او با دقت تمام فایلهای روی هارد دیسک را برچسبگذاری کرد.
the product is labeled as "organic" and "fair trade."
محصول به عنوان "ارگانیک" و "تجارت منصفانه" برچسبگذاری شده است.
the graph is labeled with axes showing sales and time.
نمودار با محورهایی که فروش و زمان را نشان میدهند، برچسبگذاری شده است.
the diagram is labeled to show the different parts.
نمودار برای نشان دادن قطعات مختلف برچسبگذاری شده است.
the researchers labeled the samples with identification codes.
محققان نمونهها را با کدهای شناسایی برچسبگذاری کردند.
the door was labeled "private - do not enter."
در با "خصوصی - ورود ممنوع" برچسبگذاری شده بود.
the children labeled the animals in the zoo exhibit.
کودکان حیوانات را در نمایشگاه باغ وحش برچسبگذاری کردند.
the map is labeled with major cities and rivers.
نقشه با شهرهای بزرگ و رودخانهها برچسبگذاری شده است.
the software allows you to label images with tags.
نرمافزار به شما امکان میدهد تصاویر را با برچسبها برچسبگذاری کنید.
the survey results were labeled as inconclusive by the team.
نتایج نظرسنجی توسط تیم به عنوان غیرقطعی برچسبگذاری شد.
the boxes were labeled according to their destination.
جعبهها بر اساس مقصدشان برچسبگذاری شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید