The pharmaceutist labelled the bottles.
داروساز بطریها را برچسبگذاری کرد.
They labelled him as dishonest.
آنها او را به عنوان نامرادبادی برچسب زدند.
The phrase is labelled as slang in the dictionary.
عبارت در فرهنگ لغت به عنوان اصطلاح عامیانه برچسبگذاری شده است.
This phrase is labelled as an Americanism in this dictionary.
این عبارت در این فرهنگ لغت به عنوان یک اصطلاح آمریکایی برچسبگذاری شده است.
She was wrongly labelled a liar.
او به اشتباه به عنوان دروغگو برچسبگذاری شد.
guitarists who are labelled Hendrix clones.
گیتاریستهایی که به عنوان کلونهای هندریکس شناخته میشوند.
The bottle is labelled “Poison”.
بطری برچسب دارد: "سم".
Everything may be labelled, but everybody is not.
هر چیزی ممکن است برچسبگذاری شود، اما همه چیز نیست.
The newspapers had unjustly labelled him as a coward.
روزنامهها به ناحق او را به عنوان یک ترسو برچسب زدند.
She had automatically labelled the boys as troublemakers.
او به طور خودکار پسران را به عنوان خرابکار برچسب زده بود.
She labelled all the boxes of the books carefully.
او به طور دقیق تمام جعبههای کتابها را برچسبگذاری کرد.
His enemies labelled the boy a thief.
دشمنان پسر را به عنوان دزد برچسب زدند.
she labelled the parcels neatly, writing the addresses in capital letters.
او بستهها را به طور مرتب برچسب زد و آدرسها را با حروف بزرگ نوشت.
people who were labelled as ‘mentally handicapped’.
افرادی که به عنوان 'معلول ذهنی' برچسب گذاری شده اند.
His son and daughter are clever that everyone labelled them as the genius.
پسر و دخترش باهوش هستند که همه آنها را به عنوان نابغه برچسب زدند.
Butterine and oleomargarine, which must be labelled as such, if of good quality, are nutritious, inexpensive fats to be used in place of creamery butter.
باتریین و الئومارگارین، که باید به این صورت برچسبگذاری شوند، در صورت داشتن کیفیت خوب، چربیهای مغذی و ارزانقیمتی هستند که میتوانند جایگزین کره باشند.
Since Laing refused to view mental illness in biomedical or clinical terms, he has often been labelled as part of the so-called 'antipsychiatry' movement.
از آنجایی که لینگ از دیدن بیماریهای روانی از منظر پزشکی یا بالینی امتناع کرد، اغلب به عنوان بخشی از جنبش به اصطلاح 'ضد روانپزشکی' برچسبگذاری شده است.
The pharmaceutist labelled the bottles.
داروساز بطریها را برچسبگذاری کرد.
They labelled him as dishonest.
آنها او را به عنوان نامرادبادی برچسب زدند.
The phrase is labelled as slang in the dictionary.
عبارت در فرهنگ لغت به عنوان اصطلاح عامیانه برچسبگذاری شده است.
This phrase is labelled as an Americanism in this dictionary.
این عبارت در این فرهنگ لغت به عنوان یک اصطلاح آمریکایی برچسبگذاری شده است.
She was wrongly labelled a liar.
او به اشتباه به عنوان دروغگو برچسبگذاری شد.
guitarists who are labelled Hendrix clones.
گیتاریستهایی که به عنوان کلونهای هندریکس شناخته میشوند.
The bottle is labelled “Poison”.
بطری برچسب دارد: "سم".
Everything may be labelled, but everybody is not.
هر چیزی ممکن است برچسبگذاری شود، اما همه چیز نیست.
The newspapers had unjustly labelled him as a coward.
روزنامهها به ناحق او را به عنوان یک ترسو برچسب زدند.
She had automatically labelled the boys as troublemakers.
او به طور خودکار پسران را به عنوان خرابکار برچسب زده بود.
She labelled all the boxes of the books carefully.
او به طور دقیق تمام جعبههای کتابها را برچسبگذاری کرد.
His enemies labelled the boy a thief.
دشمنان پسر را به عنوان دزد برچسب زدند.
she labelled the parcels neatly, writing the addresses in capital letters.
او بستهها را به طور مرتب برچسب زد و آدرسها را با حروف بزرگ نوشت.
people who were labelled as ‘mentally handicapped’.
افرادی که به عنوان 'معلول ذهنی' برچسب گذاری شده اند.
His son and daughter are clever that everyone labelled them as the genius.
پسر و دخترش باهوش هستند که همه آنها را به عنوان نابغه برچسب زدند.
Butterine and oleomargarine, which must be labelled as such, if of good quality, are nutritious, inexpensive fats to be used in place of creamery butter.
باتریین و الئومارگارین، که باید به این صورت برچسبگذاری شوند، در صورت داشتن کیفیت خوب، چربیهای مغذی و ارزانقیمتی هستند که میتوانند جایگزین کره باشند.
Since Laing refused to view mental illness in biomedical or clinical terms, he has often been labelled as part of the so-called 'antipsychiatry' movement.
از آنجایی که لینگ از دیدن بیماریهای روانی از منظر پزشکی یا بالینی امتناع کرد، اغلب به عنوان بخشی از جنبش به اصطلاح 'ضد روانپزشکی' برچسبگذاری شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید