categorized

[ایالات متحده]/ˈkæt.ɪ.ɡɔːr.aɪz.d/
[بریتانیا]/kat̬.əˌɡɒr.ə.zaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزها را در دسته‌ها مرتب یا طبقه‌بندی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

categorized data

داده‌های دسته‌بندی‌شده

categorized lists

لیست‌های دسته‌بندی‌شده

categorized information

اطلاعات دسته‌بندی‌شده

categorized items

موارد دسته‌بندی‌شده

categorized results

نتایج دسته‌بندی‌شده

categorized groups

گروه‌های دسته‌بندی‌شده

categorized content

محتوای دسته‌بندی‌شده

categorized products

محصولات دسته‌بندی‌شده

categorized sections

بخش‌های دسته‌بندی‌شده

categorized topics

موضوعات دسته‌بندی‌شده

جملات نمونه

the books are categorized by genre.

کتاب‌ها بر اساس نوع (ژانر) دسته‌بندی می‌شوند.

items in the inventory are categorized for easy access.

موارد موجود در موجودی برای دسترسی آسان دسته‌بندی می‌شوند.

data can be categorized into different groups.

می‌توان داده‌ها را در گروه‌های مختلف دسته‌بندی کرد.

we categorized the feedback into positive and negative comments.

ما بازخوردها را به نظرات مثبت و منفی دسته‌بندی کردیم.

the research findings were categorized based on their relevance.

نتایج تحقیقات بر اساس ارتباط آنها دسته‌بندی شدند.

students are categorized into different skill levels.

دانشجویان بر اساس سطوح مختلف مهارت دسته‌بندی می‌شوند.

the products are categorized for better marketing strategies.

محصولات برای استراتژی‌های بازاریابی بهتر دسته‌بندی می‌شوند.

we categorized the events by their importance.

ما رویدادها را بر اساس اهمیت آنها دسته‌بندی کردیم.

the animals were categorized according to their habitats.

حیوانات بر اساس زیستگاه‌های خود دسته‌بندی شدند.

in the database, entries are categorized for quick retrieval.

در پایگاه داده، ورودی‌ها برای بازیابی سریع دسته‌بندی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید