let

[ایالات متحده]/let/
[بریتانیا]/let/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اجازه دادن به کسی برای انجام کاری، آزاد کردن، شل کردن
vt. و vi. اجاره دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

let's go

برو

let's eat

بخوریم

let's talk

صحبت کنیم

let's play

بازی کنیم

let us

اجازه بدهیم

let go

برو

let me see

اجازه بده ببینم

let you know

به شما اطلاع خواهم داد

let go of

رها کن

let it go

اجازه بده رها شود

let out

بیرون بگذار

let's say

بگوییم

let you go

اجازه بده بری

let's face it

باید قبول کرد

let you down

ناامیدت کنم

let me down

اجازه بده پایین بیایند

let down

ناامید

let off

آزاد کردن

let me try

اجازه بده امتحان کنم

let in

وارد شدن

let slip

ناخواسته گفتن

let it fly

اجازه بده پرواز کند

جملات نمونه

Let it lie.

اجازه بده آنجا بماند.

Let's forgive and forget.

ببخشید و فراموش کنید.

let me be explicit.

اجازه بدهم صریح باشم.

let's have a jar.

بیا یک پارچه داشته باشیم.

let's have a drink.

بیا یک نوشیدنی داشته باشیم.

let the dog in.

به سگ اجازه ورود بده.

let down the sails.

بادبان‌ها را پایین آوردند.

let out a coat.

یک کت بیرون بیاور.

The rain let up.

باران بند آمد.

without let or hindrance

بدون هیچ مانع یا وقفه

Let's go to the movies.

به سینما برویم.

نمونه‌های واقعی

So let's think big and let's think deep.

بگذارید بزرگ فکر کنیم و عمیق فکر کنیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2015 Collection

Let's leave it. (Echoes) Let's leave it.

بیایید آن را رها کنیم. (تکرار) بیایید آن را رها کنیم.

منبع: When the Wind Blows Selected

They latch on tight and do not let go.

آنها محکم چسبیده اند و رها نمی کنند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2013

Development should be planned, not let rip.

توسعه باید برنامه ریزی شود، نه اینکه رها شود.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

Her pleasure will not let me stay.

لذت او اجازه نمی دهد که من بمانم.

منبع: Classic English poetry recitation.

I'd let it go. - Let it go?

من آن را رها می کردم. - آن را رها کنید؟

منبع: TV series Person of Interest Season 2

The shooting has so far let 12 dead.

تا کنون تیراندازی جان 12 نفر را گرفته است.

منبع: CRI Online January 2015 Collection

Let's play catch over there, shall we? -Yes. Let's play catch.

بیایید آنجا توپ بازی کنیم، مایلید؟ -بله. بیایید توپ بازی کنیم.

منبع: Blue little koala

So let's so let's try it again.

پس بیایید دوباره امتحان کنیم.

منبع: Grandpa and Grandma's Pronunciation Class

The fighting in Syria though, is not letting up.

با این حال، درگیری ها در سوریه ادامه دارد.

منبع: CNN Selected December 2012 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید