loftily

[ایالات متحده]/'lɒftɪlɪ/
[بریتانیا]/'lɔftɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. متکبرانه; با شکوه

عبارات و ترکیب‌ها

speak loftily

سخنرانی با تبختر

act loftily

عمل کردن با تبختر

think loftily

فکر کردن با تبختر

نمونه‌های واقعی

" Not a very convincing witness." said Fudge loftily.

"یک شاهد متقاعد کننده نیست." گفت فاج به طرز متکبرانه.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" Really, " Hermione said loftily as they passed the girls, now squabbling over the lipstick.

"واقعاً،" هرمیون به طرز متکبرانه ای گفت وقتی از کنار دختران عبور می کردند که اکنون بر سر رژ لب با هم دعوا می کردند.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

" I think you've got enough to be getting on with at the moment, " she said loftily.

"فکر می کنم در حال حاضر کار زیادی برای انجام دادن دارید،" او به طرز متکبرانه ای گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" The wonders of the monarchy, " Henry says loftily.

"شگفتی های سلطنت،" هنری به طرز متکبرانه ای می گوید.

منبع: Red White & Royal Blue

" They're awful, " Henry says loftily. " I'm going to catch an exotic plague."

"آنها وحشتناک هستند،" هنری به طرز متکبرانه ای می گوید. "من یک بیماری استوایی می گیرم."

منبع: Red White & Royal Blue

" Well, not if you don't want to tell me any more, " she said loftily, though she was burning for further information.

"خب، نه اگر نمی خواهید بیشتر به من بگویید،" او به طرز متکبرانه ای گفت، اگرچه برای کسب اطلاعات بیشتر تشنه بود.

منبع: Gone with the Wind

Mary was in a grassy corner of the garden, where there was a swing loftily hung between two pear-trees.

مری در گوشه ای چمنزار از باغ بود، جایی که یک تابلو به طرز متکبرانه ای بین دو درخت گلابی آویزان بود.

منبع: Middlemarch (Part Five)

She has acted loftily and rightly, and it is like her gentle modesty to say that we think too highly of her.

او به طرز متکبرانه و درست عمل کرده است و متواضعانه اوست که می گوید ما بیش از حد از او قدردانی می کنیم.

منبع: The Room with a View (Part Two)

Sending in an application to the State, he explained loftily to Isak—" to the Ministry of the Interior, you understand. Yes, I've no end of things to look after all at once" .

ارسال یک درخواست به دولت، او به طرز متکبرانه ای به ایساک توضیح داد - "به وزارت کشور، متوجه می شوید. بله، من کارهای زیادی برای انجام دادن دارم."

منبع: The Growth of the Earth (Part 1)

He had put it loftily enough in talking to his mother; he could get a better position in town than the one he had; could go as clerk to one of the higher officials.

او آن را به اندازه کافی به طرز متکبرانه ای با مادرش صحبت کرد؛ او می تواند یک موقعیت بهتر در شهر نسبت به آنچه داشت، بدست آورد؛ می تواند به عنوان کارمند یکی از مقامات ارشد به آنجا برود.

منبع: The Growth of the Earth (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید