superciliously

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈsɪlɪəsli/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈsɪlɪəsli/

ترجمه

adv. به طریقی که تکبر یا تحقیر را نشان می‌دهد؛ به شیوه‌ای متکبرانه

عبارات و ترکیب‌ها

look superciliously

نگاه کردن با تحقیر

speak superciliously

صحبت کردن با تحقیر

act superciliously

با تحقیر عمل کردن

respond superciliously

با تحقیر پاسخ دادن

smile superciliously

با تحقیر لبخند زدن

gaze superciliously

با تحقیر نگاه کردن

dismiss superciliously

با تحقیر کنار گذاشتن

sneer superciliously

با تحقیر پوزخند زدن

regard superciliously

با تحقیر نگاه کردن

talk superciliously

با تحقیر صحبت کردن

جملات نمونه

she looked at him superciliously, as if he were beneath her.

او با تحقیر به او نگاه کرد، انگار که او پست‌تر از او بود.

he spoke superciliously about the other candidates during the interview.

او در طول مصاحبه با تحقیر در مورد سایر نامزدها صحبت کرد.

the manager superciliously dismissed her concerns without a second thought.

مدیر بدون لحظه‌ای مکث نگرانی‌های او را با تحقیر پس زد.

they laughed superciliously at the idea, believing it was foolish.

آنها با تحقیر به این ایده خندیدند، زیرا فکر می‌کردند احمقانه است.

her superciliously raised eyebrow indicated her disapproval.

ابروهای درهم کشیده و تحقیرآمیز او نشان دهنده نارضایتی او بود.

the critics reviewed the film superciliously, claiming it lacked depth.

منتقدان فیلم را با تحقیر بررسی کردند و گفتند که فاقد عمق است.

he superciliously corrected his colleague in front of everyone.

او با تحقیر در حضور همه همکار خود را تصحیح کرد.

superciliously, she explained the concept as if no one could understand it.

او با تحقیر مفهوم را به گونه‌ای توضیح داد که انگار هیچ کس نمی‌تواند آن را بفهمد.

the team leader superciliously brushed off the team's suggestions.

رهبر تیم با تحقیر پیشنهادات تیم را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید