catty

[ایالات متحده]/'kætɪ/
[بریتانیا]/'kæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدخواه; مکار
n. نیشدار

عبارات و ترکیب‌ها

make catty remarks

اظهارات تند و گزنده کردن

جملات نمونه

Those the catty's photoes .Cause i han't the camera , i take photoes by the mobilephone .It's so lovely!

آن عکس‌هایی که گربه‌ای گرفته بود. چون من دوربین نداشتم، با تلفن همراه عکس گرفتم. خیلی خوب بود!

She gave me a catty look.

او با نگاهی بد و زننده به من نگاه کرد.

Their catty remarks made everyone uncomfortable.

اظهارات زننده آنها باعث ناراحتی همه شد.

I don't appreciate her catty attitude.

من از رفتار زننده او خوشم نمی آید.

The catty gossip spread quickly around the office.

حرف های زننده و غیبت به سرعت در دفتر پخش شد.

She has a reputation for being catty.

او به خاطر رفتار زننده و بد ذات مشهور است.

I try to avoid getting involved in catty arguments.

من سعی می کنم از درگیری در بحث های زننده و بد ذات اجتناب کنم.

Her catty behavior towards others is unacceptable.

رفتار زننده او با دیگران غیرقابل قبول است.

The movie portrayed the main character as catty and manipulative.

فیلم شخصیت اصلی را به عنوان فردی زننده و دستکاری کننده به تصویر کشید.

I can't stand her catty comments about my appearance.

من نمی توانم تحمل کنم که او درباره ظاهر من حرف های زننده بزند.

She has a tendency to make catty remarks behind people's backs.

او تمایل دارد پشت سر مردم حرف های زننده بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید