humane

[ایالات متحده]/hjuːˈmeɪn/
[بریتانیا]/hjuːˈmeɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با ویژگی دلسوزی و نیکوکاری
adv. به صورت دلسوزانه و نیکوکارانه

عبارات و ترکیب‌ها

humane society

انجمن حمایت از حیوانات

جملات نمونه

humane methods of killing.

روش‌های انسانی کشتن

sought merciful treatment for the captives.See Synonyms at humane

به دنبال درمان بخششکارانه برای اسیران بود.برای یافتن مترادف‌ها به humane مراجعه کنید

Is it humane to kill animals for food?

آیا کشتن حیوانات برای غذا اخلاقی است؟

regulations ensuring the humane treatment of animals.

قوانینی که تضمین می کند حیوانات به طور انسانی با آنها رفتار شود.

in nowadays, the leading role of technology makes the humane factor in educational technology discipline shrink and desalinize, the inclination of humane development crisis has appeared;

در دوران کنونی، نقش پیشرو فناوری باعث کاهش و غیرقابل توجه شدن عامل انسانی در رشته فناوری آموزشی می شود، گرایش بحران توسعه انسانی ظاهر شده است؛

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید