misled

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈlɛd/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈlɛd/

ترجمه

v.past tense of mislead: به اشتباه انداختن: کسی را به سمت نادرست هدایت کردن یا ایجاد یک ایده نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

misled me

من فریب دادم

being misled

در حال فریب خوردن بودن

misled voters

مردم را گمراه کرد

he misled

او گمراه کرد

misled significantly

به طور قابل توجهی گمراه کرد

they misled

آنها گمراه کردند

misled about

گمراه کردن درباره

misleading information

اطلاعات گمراه کننده

misled entirely

کاملاً گمراه کرد

she misled him

او او را گمراه کرد

جملات نمونه

the faulty data seriously misled the researchers.

اطلاعات معیوب جدی محققان را گمراه کرد.

don't be misled by their charming facade.

به ظاهر جذاب آنها فریب نخورید.

he felt misled by the salesperson's promises.

او احساس کرد که وعده های فروشنده او را گمراه کرده است.

the news report misled the public about the situation.

گزارش خبری عموم مردم را در مورد وضعیت گمراه کرد.

i was misled into thinking the project was easy.

من فریب خوردم و فکر کردم پروژه آسان است.

the ambiguous wording misled many voters.

عبارات مبهم بسیاری از رای دهندگان را گمراه کرد.

she was misled by false advertising online.

او توسط تبلیغات دروغین آنلاین فریب خورد.

the map misled us, and we got lost.

نقشه ما را گمراه کرد و ما گم شدیم.

he misled the committee with inaccurate information.

او با اطلاعات نادرست کمیته را گمراه کرد.

the company was misled about the market demand.

شرکت در مورد تقاضای بازار گمراه شد.

we were misled by a series of red herrings.

ما توسط مجموعه ای از حواس پرت فریب خوردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید