misinformed decisions
تصمیمات نادرست
misinformed public
عموم مردم گمراه
misinformed opinions
نظرات نادرست
misinformed individuals
افراد گمراه
misinformed choices
انتخابهای نادرست
misinformed beliefs
باورهای نادرست
misinformed claims
ادعاهای نادرست
misinformed narratives
داستانهای نادرست
misinformed advice
مشاوره نادرست
misinformed statements
اظهارات نادرست
he was misinformed about the meeting time.
او در مورد زمان جلسه اطلاعات نادرستی داشت.
the public was misinformed regarding the new policy.
عموم مردم در مورد سیاست جدید به درستی مطلع نشدند.
she felt misinformed after reading the article.
او پس از خواندن مقاله احساس کرد که اطلاعات نادرستی دارد.
many voters were misinformed about the candidates.
بسیاری از رای دهندگان در مورد نامزدها اطلاعات نادرستی داشتند.
he realized he had been misinformed by his friend.
او متوجه شد که دوستش او را به درستی مطلع نکرده است.
it's easy to feel misinformed in today's media landscape.
در چشمانداز رسانهای امروز، احساس بیاطلاعی آسان است.
the report misinformed the public about the risks.
گزارش عموم مردم را در مورد خطرات به درستی مطلع نکرد.
being misinformed can lead to poor decisions.
اطلاعرسانی نادرست میتواند منجر به تصمیمات ضعیف شود.
they were misinformed about the event's location.
آنها در مورد محل برگزاری رویداد اطلاعات نادرستی داشتند.
he apologized for having misinformed her.
او برای به درستی مطلع نکردن او عذرخواهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید