feel wronged
احساس ناروا بودن
be wronged
وارد ناروا شدن
avenged their wronged parents.
انتقام بی عدالتی با والدینشان را گرفتند.
He had deeply wronged his wife.
او عمیقاً به همسرش بیاحترامی کرده بود.
being wronged by someone
تحت ظلم قرار گرفتن توسط کسی
wronged by the system
تحت ظلم سیستم قرار گرفتن
wronged by a false accusation
تحت ظلم یک اتهام نادرست قرار گرفتن
wronged by unfair treatment
تحت ظلم رفتار ناعادلانه قرار گرفتن
wronged by a misunderstanding
تحت ظلم یک سوء تفاهم قرار گرفتن
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید