offends

[ایالات متحده]/əˈfɛndz/
[بریتانیا]/əˈfɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث ناراحتی یا کینه می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

offends me

به من توهین می‌کند

offends others

به دیگران توهین می‌کند

offends deeply

به شدت توهین‌آمیز است

offends easily

به راحتی توهین‌آمیز است

offends greatly

به طور قابل توجهی توهین‌آمیز است

offends frequently

اغراق‌آمیز است

offends badly

به طرز بدی توهین‌آمیز است

offends someone

به کسی توهین می‌کند

offends my values

با ارزش‌های من در تضاد است

offends the audience

برای مخاطبان توهین‌آمیز است

جملات نمونه

he offends people without realizing it.

او بدون اینکه متوجه شود، باعث ناراحتی دیگران می‌شود.

her comments often offend others.

نظرات او اغلب باعث ناراحتی دیگران می‌شود.

it offends me when you speak like that.

وقتی آن‌طور صحبت می‌کنید، من را ناراحت می‌کند.

he tends to offend easily.

او به راحتی باعث ناراحتی دیگران می‌شود.

don't say anything that offends her.

هیچ چیزي نگوييد كه او را ناراحت كند.

offending someone is never a good idea.

ناراحت کردن کسی هرگز ایده خوبی نیست.

she didn't mean to offend anyone.

او منظوری نداشت که کسی را ناراحت کند.

his jokes sometimes offend people.

گاهی اوقات شوخی‌های او باعث ناراحتی مردم می‌شود.

it offends my sense of fairness.

این حس انصاف من را ناراحت می‌کند.

be careful not to offend your audience.

مراقب باشید که مخاطبان خود را ناراحت نکنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید