old-fashioned

[ایالات متحده]/ˌəʊldˈfæʃnd/
[بریتانیا]/ˌoʊldˈfæʃnd/

ترجمه

adj. منسوخ یا کهنه، به سبک یا ایده‌های محافظه‌کارانه.

عبارات و ترکیب‌ها

old-fashioned charm

جاذبه‌ی قدیمی‌مشی

old-fashioned manners

ادب و رسوم قدیمی‌مشی

old-fashioned values

ارزش‌های قدیمی‌مشی

an old-fashioned look

ظاهر قدیمی‌مشی

old-fashioned style

سبک قدیمی‌مشی

feeling old-fashioned

احساس قدیمی‌مشی بودن

seemed old-fashioned

قدیمی‌مشی به نظر می‌رسید

old-fashioned clothes

لباس‌های قدیمی‌مشی

old-fashioned ways

روش‌های قدیمی‌مشی

quite old-fashioned

کاملاً قدیمی‌مشی

جملات نمونه

she wore an old-fashioned hat with a wide brim.

او یک کلاه قدیمی‌مدنی با لبه پهن به سر داشت.

he has an old-fashioned view of women's roles.

او دیدگاهی قدیمی‌مدنی در مورد نقش‌های زنان دارد.

the hotel had an old-fashioned charm and elegance.

هتل دارای جذابیت و ظرافت قدیمی‌مدنی بود.

they decorated the house with old-fashioned christmas ornaments.

آنها خانه را با تزئینات کریسمس قدیمی‌مدنی تزئین کردند.

his old-fashioned manners were quite impressive.

رفتار آداب‌گونه و قدیمی‌مدنی او بسیار چشمگیر بود.

the music was an old-fashioned waltz.

موسیقی یک والز قدیمی‌مدنی بود.

she prefers old-fashioned courtship rituals.

او ترجیح می‌دهد رسوم خواستگاری قدیمی‌مدنی را انجام دهد.

the store sells old-fashioned candies and toys.

آن مغازه آبنبات و اسباب‌بازی‌های قدیمی‌مدنی می‌فروشد.

he's an old-fashioned gentleman with impeccable style.

او یک جنتلمن قدیمی‌مدنی با سبکی بی‌نقص است.

the restaurant served an old-fashioned sunday roast.

رستوران یک غذای یکشنبه کبابی قدیمی‌مدنی سرو می‌کرد.

she appreciated the old-fashioned values of hard work and honesty.

او از ارزش‌های قدیمی‌مدنی کار سخت و صداقت قدردانی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید