old-fashioned charm
جاذبهی قدیمیمشی
old-fashioned manners
ادب و رسوم قدیمیمشی
old-fashioned values
ارزشهای قدیمیمشی
an old-fashioned look
ظاهر قدیمیمشی
old-fashioned style
سبک قدیمیمشی
feeling old-fashioned
احساس قدیمیمشی بودن
seemed old-fashioned
قدیمیمشی به نظر میرسید
old-fashioned clothes
لباسهای قدیمیمشی
old-fashioned ways
روشهای قدیمیمشی
quite old-fashioned
کاملاً قدیمیمشی
she wore an old-fashioned hat with a wide brim.
او یک کلاه قدیمیمدنی با لبه پهن به سر داشت.
he has an old-fashioned view of women's roles.
او دیدگاهی قدیمیمدنی در مورد نقشهای زنان دارد.
the hotel had an old-fashioned charm and elegance.
هتل دارای جذابیت و ظرافت قدیمیمدنی بود.
they decorated the house with old-fashioned christmas ornaments.
آنها خانه را با تزئینات کریسمس قدیمیمدنی تزئین کردند.
his old-fashioned manners were quite impressive.
رفتار آدابگونه و قدیمیمدنی او بسیار چشمگیر بود.
the music was an old-fashioned waltz.
موسیقی یک والز قدیمیمدنی بود.
she prefers old-fashioned courtship rituals.
او ترجیح میدهد رسوم خواستگاری قدیمیمدنی را انجام دهد.
the store sells old-fashioned candies and toys.
آن مغازه آبنبات و اسباببازیهای قدیمیمدنی میفروشد.
he's an old-fashioned gentleman with impeccable style.
او یک جنتلمن قدیمیمدنی با سبکی بینقص است.
the restaurant served an old-fashioned sunday roast.
رستوران یک غذای یکشنبه کبابی قدیمیمدنی سرو میکرد.
she appreciated the old-fashioned values of hard work and honesty.
او از ارزشهای قدیمیمدنی کار سخت و صداقت قدردانی میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید