archaic

[ایالات متحده]/ɑːˈkeɪɪk/
[بریتانیا]/ɑːrˈkeɪɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باستانی، قدیمی، دیگر مورد استفاده نیست، عجیب و غریب.

جملات نمونه

the archaic temple at Corinth.

معبد باستانی در کورینت

an archaic bronze statuette.

یک مجسمه برنزی باستانی

prisons are run on archaic methods.

زندان‌ها بر اساس روش‌های باستانی اداره می‌شوند.

archaic laws.See Synonyms at old

قوانین باستانی. برای مترادف‌ها به old مراجعه کنید

is an archaic form of “you”. “Thou”

یک شکل باستانی از "شما". "تو"

an archaic Greek bronze of the seventh centuryb.c.

یک مجسمه برنزی یونانی باستانی از قرن هفتم قبل از میلاد.

Archaic To call by an incorrect name;misname.

باستانی برای صدا زدن با نام نادرست؛ اشتباه نام‌گذاری کردن.

It was established by synoecism early in the Archaic period.

این در اوایل دوره باستانی با سینوئیکسم تأسیس شد.

He was convicted under an archaic statute that had never been repealed.

او تحت یک قانون باستانی که هرگز لغو نشده بود، محکوم شد.

The company does some things in archaic ways, such as not using computers for bookkeeping.

شرکت برخی کارها را به روش‌های باستانی انجام می‌دهد، مانند عدم استفاده از رایانه برای حسابداری.

The entasis of the columns is very pronounced, as is normal for archaic doric columns, which leads to the early dating of the edifice.

ورقه‌های ستون‌ها بسیار برجسته است، همانطور که برای ستون‌های دوریک باستانی معمول است، که منجر به تعیین قدمت زودهنگام بنا می‌شود.

Hanging is an atrociously archaic way of killing a human being and the self - satisfied modernity of the electric chair is just as atrocious.

آویزان کردن یک روش به شدت باستانی برای کشتن یک انسان است و خودپسندی مدرن صندلی الکتریکی نیز به همان اندازه وحشتناک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید