overfill

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈfɪl/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈfɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث سرریز شدن با پر کردن
vt. چیزی را بیش از حد پر کردن؛ باعث سرریز شدن
vi. سرریز شدن

عبارات و ترکیب‌ها

overfill container

پر شدن بیش از حد ظرف

overfill tank

پر شدن بیش از حد مخزن

overfill cup

پر شدن بیش از حد فنجان

overfill bag

پر شدن بیش از حد کیسه

overfill bottle

پر شدن بیش از حد بطری

overfill space

پر شدن بیش از حد فضا

overfill area

پر شدن بیش از حد منطقه

overfill drawer

پر شدن بیش از حد کشو

overfill basin

پر شدن بیش از حد حوضچه

overfill box

پر شدن بیش از حد جعبه

جملات نمونه

be careful not to overfill the container.

هنگام پر کردن ظرف دقت کنید که بیش از حد پر نشود.

if you overfill the tank, it may leak.

اگر مخزن را بیش از حد پر کنید، ممکن است نشت کند.

overfilling the cup will cause a spill.

پر کردن بیش از حد فنجان باعث ریختن می شود.

it's easy to overfill the bag when packing.

هنگام بسته‌بندی، پر کردن بیش از حد کیسه آسان است.

make sure not to overfill the washing machine.

مطمئن شوید که ماشین لباسشویی را بیش از حد پر نکنید.

overfilling the balloon can cause it to burst.

پر کردن بیش از حد بادکنک می تواند باعث ترکیدن آن شود.

to avoid messes, don't overfill the pot.

برای جلوگیری از بهم ریختگی، قابلمه را بیش از حد پر نکنید.

they warned us not to overfill the storage boxes.

آنها به ما هشدار دادند که جعبه های ذخیره سازی را بیش از حد پر نکنیم.

overfilling the tires can lead to blowouts.

پر کردن بیش از حد لاستیک ها می تواند منجر به ترکیدن آنها شود.

always check the guidelines to avoid overfilling.

همیشه برای جلوگیری از پر شدن بیش از حد، دستورالعمل ها را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید