parting

[ایالات متحده]/'pɑːtɪŋ/
[بریتانیا]/'pɑrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خداحافظی; جدایی; نقطه تقسیم
adj. مربوط به خروج; جدا شده; رفته
v. جدا کردن; شکستن; ترک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

parting ways

جدایی

sad parting

جدایی غم‌انگیز

parting line

خط جداکننده

parting surface

سطح جداکننده

parting shot

شوت خداحافظی

parting plane

صفحه جداکننده

جملات نمونه

the parting of the Red Sea.

جدایی دریای سرخ

speed a parting guest

یک مهمان خداحافظی سریع

They cried at parting .

آنها در هنگام خداحافظی گریه کردند.

He said no more until their final parting.

او تا زمان جدایی نهایی چیزی نگفت.

the wrench of her parting from Stephen.

تلخی جدایی او از استیون.

anguished partings at railway stations.

جدایی‌های رنجیده در ایستگاه‌های راه آهن.

the best course is to seek an amicable parting of the ways.

بهترین راه این است که به دنبال جدایی مسالمت‌آمیز باشیم.

he tricked her into parting with the money.

او فریب داد تا او را متقاعد کند پول را بفروشد.

Parting with her mother was a great wrench.

جدایی از مادرش یک تلخی بزرگ بود.

as her parting shot she told me never to phone her again.

به عنوان آخرین حرفش به من گفت دیگر با او تماس نگیر.

Frate starts running suddenly and waits for me at the parting of the road.

فرِیت ناگهان شروع به دویدن کرد و منتظر من در محل انشعاب جاده ماند.

Choose the outer surface of the goods as the parting plane to make goods demold successfully.

سطح بیرونی کالا را به عنوان صفحه جدایی انتخاب کنید تا کالاها به طور موفقیت آمیز قالب گیری شوند.

We travelled to India together, and in Delhi it was the parting of the ways. Ray went on to China and I went on to Australia.

ما با هم به هند سفر کردیم و در دهلی، این نقطه جدایی ما بود. ری به چین رفت و من به استرالیا.

After college it was the parting of the ways. We all went to live in different parts of the country and gradually we lost touch.

بعد از دانشگاه، این نقطه جدایی ما بود. همه ما به نقاط مختلف کشور رفتیم و به تدریج ارتباط خود را از دست دادیم.

As Jim walked out of the door, his parting shot was, ‘I never want to see any of you again.’

همانطور که جیم از در خارج شد، آخرین حرفش این بود: 'من نمی خواهم هیچکدام از شما را دوباره ببینم.'

Becasue of hand deflashing, please mark the parting line into the drawing, and please let me know then the flash size.

به دلیل حذف دستی فلش، لطفاً خط جدایی را در نقاشی مشخص کنید و لطفاً اندازه فلش را به من اطلاع دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید