paths crossed
مسیرهای متقاطع
career paths
مسیرهای شغلی
paths diverge
مسیرها منشعب میشوند
winding paths
مسیرهای پیچدرپیچ
paths ahead
مسیرهای پیش رو
paths lead
مسیرها هدایت میکنند
paths narrow
مسیرها باریک میشوند
paths open
مسیرها باز میشوند
paths blocked
مسیرها مسدود شدهاند
hidden paths
مسیرهای پنهان
we explored several paths through the dense forest.
ما چندین مسیر را در جنگل انبوه کاوش کردیم.
the career paths for young graduates are varied.
مسیرهای شغلی برای فارغالتحصیلان جوان متنوع است.
the winding paths led to a stunning viewpoint.
مسیرهای پیچدرپیچ به یک نقطه دید خیرهکننده منتهی میشدند.
choose your paths wisely; they shape your future.
مسیرهای خود را با دقت انتخاب کنید؛ آنها آینده شما را شکل میدهند.
the paths of two rivers converge at the delta.
مسیرهای دو رودخانه در دلتای رودخانه به هم میرسند.
follow the well-worn paths to avoid getting lost.
برای جلوگیری از گم شدن، مسیرهای هموار شده را دنبال کنید.
the paths to success are not always easy.
مسیرهای رسیدن به موفقیت همیشه آسان نیستند.
we deviated from the established paths to discover something new.
ما از مسیرهای تثبیت شده منحرف شدیم تا چیزی جدید را کشف کنیم.
the paths of our lives intertwined unexpectedly.
مسیرهای زندگی ما به طور غیرمنتظرهای در هم تنیدند.
the snow covered the paths, making walking difficult.
برف مسیرها را پوشاند و راه رفتن را دشوار کرد.
the hiking paths offered breathtaking scenery.
مسیرهای پیادهروی مناظر خیرهکنندهای را ارائه میدادند.
he forged new paths in the field of artificial intelligence.
او مسیرهای جدیدی را در زمینه هوش مصنوعی ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید