deadends ahead
محلهایی با پایانبسته در جلو
avoid deadends
از پایانبستهها دوری کن
reaching deadends
به پایانبستهها رسیدن
exploring deadends
پایانبستهها را کاوش کردن
found deadends
پایانبستهها را پیدا کردن
many deadends
بسیاری از پایانبستهها
hit deadends
به پایانبستهها برخورد کرد
deadends exist
پایانبستهها وجود دارند
the investigation hit several deadends, and we were no closer to finding the suspect.
پژوهش به چند مسیر مسدود خورد و ما نزدیکتر به پیدا کردن مشکوک نبودیم.
we explored several deadends in our research, but none led to a breakthrough.
در تحقیقاتمان چند مسیر مسدود را بررسی کردیم، اما هیچ کدام به پیشرفتی منجر نشد.
the project was full of deadends and ultimately had to be abandoned.
این پروژه پر از مسیرهای مسدود بود و در نهایت باید ترکید.
don't waste time pursuing these deadends; focus on the most promising leads.
زمان خود را در دنبال کردن این مسیرهای مسدود هدر ندهید؛ روی پیشنهادهای واقعی تمرکز کنید.
the conversation quickly reached a deadend when we disagreed on the core issue.
وقتی در مورد مسئله اصلی اختلاف نظر داشتیم، گپ سریعاً به یک مسیر مسدود رسید.
the road narrowed into a series of deadends, forcing us to turn back.
راه به سری از مسیرهای مسدود تقلیل یافت و ما مجبور شدیم بازگرددیم.
we found ourselves at a deadend in our career path, needing a change.
ما خودمان را در یک مسیر مسدود در مسیر شغلی خود پیدا کردیم و به تغییر نیاز داشتیم.
the company's strategy had led them down several deadends in the market.
استراتژی شرکت آنها را به چند مسیر مسدود در بازار سوق داد.
avoid pursuing deadends in your business plan; stick to proven strategies.
در برنامهریزی کسبوکار خود از دنبال کردن مسیرهای مسدود پرهیز کنید؛ به استراتژیهای اثباتشده پایبند باشید.
the argument reached a deadend, and we agreed to disagree.
مبارزه به یک مسیر مسدود رسید و ما با یکدیگر موافقت کردیم که با هم متفق نیستیم.
after exploring several deadends, we decided to try a new approach.
پس از بررسی چند مسیر مسدود، تصمیم گرفتیم روش جدیدی امتحان کنیم.
deadends ahead
محلهایی با پایانبسته در جلو
avoid deadends
از پایانبستهها دوری کن
reaching deadends
به پایانبستهها رسیدن
exploring deadends
پایانبستهها را کاوش کردن
found deadends
پایانبستهها را پیدا کردن
many deadends
بسیاری از پایانبستهها
hit deadends
به پایانبستهها برخورد کرد
deadends exist
پایانبستهها وجود دارند
the investigation hit several deadends, and we were no closer to finding the suspect.
پژوهش به چند مسیر مسدود خورد و ما نزدیکتر به پیدا کردن مشکوک نبودیم.
we explored several deadends in our research, but none led to a breakthrough.
در تحقیقاتمان چند مسیر مسدود را بررسی کردیم، اما هیچ کدام به پیشرفتی منجر نشد.
the project was full of deadends and ultimately had to be abandoned.
این پروژه پر از مسیرهای مسدود بود و در نهایت باید ترکید.
don't waste time pursuing these deadends; focus on the most promising leads.
زمان خود را در دنبال کردن این مسیرهای مسدود هدر ندهید؛ روی پیشنهادهای واقعی تمرکز کنید.
the conversation quickly reached a deadend when we disagreed on the core issue.
وقتی در مورد مسئله اصلی اختلاف نظر داشتیم، گپ سریعاً به یک مسیر مسدود رسید.
the road narrowed into a series of deadends, forcing us to turn back.
راه به سری از مسیرهای مسدود تقلیل یافت و ما مجبور شدیم بازگرددیم.
we found ourselves at a deadend in our career path, needing a change.
ما خودمان را در یک مسیر مسدود در مسیر شغلی خود پیدا کردیم و به تغییر نیاز داشتیم.
the company's strategy had led them down several deadends in the market.
استراتژی شرکت آنها را به چند مسیر مسدود در بازار سوق داد.
avoid pursuing deadends in your business plan; stick to proven strategies.
در برنامهریزی کسبوکار خود از دنبال کردن مسیرهای مسدود پرهیز کنید؛ به استراتژیهای اثباتشده پایبند باشید.
the argument reached a deadend, and we agreed to disagree.
مبارزه به یک مسیر مسدود رسید و ما با یکدیگر موافقت کردیم که با هم متفق نیستیم.
after exploring several deadends, we decided to try a new approach.
پس از بررسی چند مسیر مسدود، تصمیم گرفتیم روش جدیدی امتحان کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید